موانع پرواز روح كدامند؟



اگر همین الان تصمیم بگیریم پرواز كنیم به احتمال خیلی زیاد نمی‌توانیم چرا؟

ما در اقیانوسی از انرژی زندگی می‌كنیم. هستی تاروپودش از انرژی است و ما بعنوان بخشی از این هستی از آن جدا نیستیم، از طریق خودآگاهیمان با این جهان در ارتباطیم.
نحوه ارتباطمان با هستی اندازه خودآگاهی ما را مشخص می‌كند. خودآگاهی كوچك، ما را محدود كرده و از تماس با سطوح بالاتر انرژی باز داشته . هر چه نسبت به توانمندیها و قوانین روحمان و قوانین حاكم بر هستی آگاهتر باشیم از حیطه جسم مادی فراتر می رویم . در واقع مانع پرواز روح، جسم نیست بلكه خودآگاهی محدود ماست. خودآگاهی كه منتج از شیوه زندگی است كه اتخاذ كرده‌ایم. برای تغییر این خودآگاهی لازم است بخشهای خاصی به زندگی اضافه شده، یا كم گردد و یا به نوع خاصی تغییر كند. در فیزیك گفته شده است كه ارتعاش منبع ایجاد موج است كه دارای الگوی حركتی تكرار شوند در زمان است كه به آن فركانس می‌گویند. هرچه فرکانس بیشتر باشد انرژی بیشتری بوسیله موج منتقل می‌گردد.

دانش باطنی از همراهی دائمی انرژی ـ آگاهی خبر داده است. یعنی هر چه انرژی ـ آگاهی بالاتر رود، فركانس بالاتر می‌رود و با سطح بالاتر كه ارتعاش بالاتر دارد ارتباط برقرار می‌كند و ما را قادر می‌سازد كه به كالبد انرژی‌های خود و دنیا هایی با سطح ارتعاشی بالاتر دسترسی پیدا كنیم.
در دانش متعارف به موانع پرواز روح به این صورت پرداخته‌اند
انسان را لایه‌هایی احاطه كرده است كه هر سطح نسبت به سطح پایین‌تر از سیالیت بیشتری برخوردار است. از این نظر، كالبدهای ما مثل آبی هستند به همراه موادی كه غلظت آن در هر سطح متفاوت است و در بالاترین سطح روح است كه مانند نور است. از دیدی دیگر جسم اثیری شبیه مقداری بخار است كه داخل یك لوله قرار گرفته است قسمت پایین آن سخت و فشرده و هر قدر بالاتر رود رقیق‌تر و سیال‌تر می‌گردد ـ در واقع غلظت سیالات را مانع خروج از بدن می‌دانند.
باز از نگاهی دیگر می‌گویند غلظت سیالات باعث كم شدن اتصال میان كالبد مادی و هاله می‌گردد و وقتی از غلظت سیالات كالبد اختری كاسته شود به سوی دنیای اختری پرواز می‌كند.طبق نظر سیلوان مولدون تجربه كننده پرواز روح و پیرو مكتب اصالت روح مانع پرواز روح انطباق كالبد اختری باكالبد مادی است او می‌گوید: بدون كالبد اختری كالبد مادی قادر به هیچ عملی نیست، در نتیجه كالبد اثیری سطح ارتعاشش را پایین می‌آورد تا بتواند منطبق با جسم مادی بماند و كالبد مادی را به كار اندازد، بنابراین از عادتهایی پیروی می‌كند كه در ارتباط با جسم مادی پذیرفته است او می‌گوید: می‌توان با بكار بردن روش‌هایی این هماهنگی ارتعاشی را بر هم زد و باعث شد كه كالبد اختری از مادی خارج شود.
مانع دیگر عدم دسترسی به ضمیر ناخودآگاه (ذهن ناهوشیار) می‌باشد كه محقق كننده قصدهای ماورایی می‌باشد. ذهن هوشیار در حالت عادی محدود به حواس پنجگانه می‌باشد اگر تحقق قصدی فراتر از ذهن هوشیار باشد باید با ذهن متناسب آن انجام شود. این قصد پرواز روح و یا هر قصد فراتر از ذهن هوشیار باید با ذهن مناسب آن انجام شود. این قصد باید به شكلی به ذهن ناهوشیار برسد تا عملی شود. شیوه راندن قصد پرواز روح به ذهن نا هشیار مهم است مثلا با تلقین کمتر کاری از پیش می بریم اما اگر در شرایط بین خواب بیداری باشیم و در کالبد اختری هشیار باشیم ، راحت تر می توانیم قصد را به آن منتقل کنیم ( بعدا راجع به این روش می گویم )
یكی دیگر از موانع مطرح شده در پرواز روح بسته بودن چاكراها می‌باشد. چاكراها برای ورود و خروج انرژی به هاله هستند. هر چاكرا قابلیت و توانای خاص خودش را دارد و نسبت به اینكه كدام چاكرا بازتر باشد، تعیین كننده قابلیت ما خواهد بود.
هاله قوانین اختصاصی خودش را دارد و نتیجه بخش بودن هر روش بستگی به انطباق كامل روش با این قوانین دارد. هاله ‌درهای ورود و خروجی دارد كه هر كدام با كلید خاص گشوده می‌شوند. این قفل‌ها و كلیدها باید به درستی شناسایی شوند وكلید نامناسب و یا استفاده نامناسب از كلید درست قفل را خراب می‌كند و یا از كار می‌اندازد.خیلی پیچیده شد ،اگر برایم نظر بگذارید این بخش را بیشتر باز می کنم .

چرا پرواز روح نمی‌كنیم؟

وقتی اسم پرنده‌ را می‌شنویم اولین چیزی كه در ذهن ما جرقه می‌زند این است كه پرنده باید پرواز كند. اما چه اتفاقاتی می‌تواند باعث بشود كه یك پرنده نتونه بپره. اولین چیزی كه به ذهن من می‌رسد، شترمرغ است. شتر مرغ هم مثل پرنده‌های دیگر دو تا بال دارد اما چون وزنش خیلی سنگینه و پرهایش كوچك هستد، نمی‌تواند پرواز كند ( البته در عوض خیلی تند می‌دود) . مشكل دیگری هم كه ممكن است باعث شود یك پرنده پرواز نکند، اسارت پرنده‌ست یك پرنده اسیر هر چقدر هم كه پر پر بزند و خودش را به در و دیوار قفس بكوبد نمی‌تواند پرواز كند مگر اینكه یا دیوار رو بشكند یا یک دست مهربان بیاد و قفس رو باز كند.
حالا اگر در قفس باز بود و باز هم پرنده نتوانست پرواز كند باید نگاهی به بالهایش بیندازد، شاید بالاهایش را با زنجیر بسته باشند پس باید این زنجیر‌ها رو هم باز كند سبك بشود و بتواند بپرد. البته بعد از باز كردن پرنده ممكن است در اثر عفونت ضعیف شده یا در اثر نفوذ یا هجوم ویروس‌ها بیمار شده باشه . تازه پرنده باید بالهایش را تمرین بدهد. پرواز رو به خاطر بیاورد و تمرین مناسبی رو كه پرهش رو قوی می‌كند انجام بدهد. باید غذای خوب زنده بخورد و در موقع مناسب با آمادگی كامل از جای مناسب (هر پرنده‌ای به روشی پرواز را شروع می‌كند مثلاً قوها نیاز به باند برای شروع پرواز دارند) شروع به پرواز كند، آنوقت موفق می شود. روح ما هم ذاتاً پرنده است و می‌تواند بپرد اما حالا یا در قفس اسیر است و بالهایش رو بستند، یا اینكه بالش شكسته و آسیب دیده، یا جسمش سنگین‌تر از قدرت بالهایش شده یا این كه اصلاً پرواز رو از یاد برده و نمی‌داند كه می‌تواند بپرد.

موانع پرواز روح و وسایل گذر از این موانع

شناخت موانع و به كارگیری عناصر و روش‌های مؤثر برای تحقیق پرواز روح ضروری می‌باشد.
موانع و گره های موجود در پرواز روح بسیار جدی هستند. موانعی كه بسادگی قابل عبور نیستند و گره‌هایی كه به آسانی باز نمی‌شوند. نسخة از قبل پیچیده شده‌ای هم وجود ندارد چرا كه این موانع و گره‌ها در همه اشخاص یكی نیستند. برای عبور باید توانمندی‌ها و قوانین روح خود و قوانین حاكم بر هستی را بشناسیم و هماهنگ با آن عمل كنیم. عوامل، عناصر و روش‌های مؤثر(وسایل گذر) به درستی شناسایی شده و از وسایلی استفاده گردد كه هماهنگ با كالبد انرژیك ما می‌باشد.
هر استفاده نادرست و یا نابجایی می‌تواند زخمهایی عمیق در روحمان ایجاد كند كه به سادگی قابل ترمیم نباشد. هر چقدر موانع و وسیله عبور ؟ پرواز روح به شناخت درآیند پرواز روح امكانپذیرتر می‌شود. یكی از راههای رسیدن به جواب درست، درست سؤال كردن است برای اینکه این موضوع بیشتر فهم بشه برای نمونه چند سؤال را می‌گویم:

بالهای روح كدامند؟ بالها چیست؟ چه جنسی دارند؟ درونی هستند یا بیرونی؟ جسم ما چه تأثیری برروی بالها می‌گذارد؟ ترس و تردید چه تأثیری در پرواز دارد؟ افكار و كلام چطور؟ عادات و شرطی شده‌گیها تا چه اندازه اثر گذار است؟ اثر روابط چیست؟ تأثیر خودآگاهی چیست؟ عشق و ایمان چطور؟آیا تمرین تأثیری دارد؟ آیا هر تمرینی را می‌شود انجام داد؟ از تجارب دیگران چگونه می‌شود استفاده كرد؟آیا بدون حضور استاد می‌شود دست به تجربه زد؟ آیا منابع موجود و در دسترس كافی می‌باشند؟

عنصر رابطه

شكل انرژیایی انسان( هاله ) تحت تأثیر عناصر مختلف زندگی به نسبت‌های كم تا بسیار زیاد تغییر می‌كند. یكی از این عناصر رابطه می‌باشد. انسان موجودی اجتماعی است. در محیط خانواده و در اجتماع با اشخاص زیادی سر و كار دارد. پس بخش زیادی از زندگی انسان چون در ارتباط با دیگران است پس تاثیر زیادی بر هاله و حتی سرنوشت او می گذارد . در اینجا به نقش این عنصر در پرواز روح می پردازیم ؟
چرا نظام‌های باطنی و ادیان الهی روی همنشینی با اشخاص با سطح آگاهی بالاتر اینقدر تأكید دارند؟ آیا تا به حال به احساس خود توجه كرده‌اید كه در بعضی مواقع در ارتباط با شخص یا جمعی احساس سبكی یا سنگینی می‌كنید؟ آیا در رابطه‌ای گیر كرده‌اید و فكر می‌كنید هیچ راه خلاصی ندارید؟ چند بار تا به حال به خاطر قضاوت دیگران(تو نمی‌توانی، این شدنی نیست،...) از انجام كاری منصرف شده‌اید؟ فكر می‌كنید دلیل آن چیست؟
ما به طور مداوم در حال دادوستد انرژی هستیم و این دادوستد در روابطه انسانی بسیار ظریف‌تر هستند . میشود گفت هاله انسان مملو از رشته‌های انرژی_آگاهی است و افكار و احساسات را به امواج تبدیل می‌‌كند و انتقال اطلاعات از هاله به بیرون و از بیرون هاله به ذهن انجام می‌شود. در رابطه با اشخاص بسته به نوع انرژی كه به ما می‌دهند از آن تأثیر می‌گیریم. بعضی از روابط می‌تواند مكنده انرژی ما باشد و ما را از هر چه انرژی حیاتی خالی كند. بعضی‌ ها می‌تواند ما را در جا نگهدارد و آگاهی ما را میخکوب کند و یا انرژی منفی دهد و خودآگاهی ما را پایین‌تر آورد. بالا بردن سطح آگاهی لایه‌ دفاعی ما را ضخیم‌تر می‌كند واصلاح عنصر روابطه آن ما را از عواقب منفی آن در امان نگه‌می‌دارد.

توهم‌گرایی در پرواز روح

این روزها كلاس‌های زیادی در گوشه و كنار برگزار می‌شود كه در این كلاس‌ها به توانایی‌های ذاتی و درونی انسان توجه می‌شود. در این كلاس‌ها چیزهایی مثل انرژی درمانی، هیپنوتیزم، روشن‌بینی، كتابت، پرواز روح و خیلی چیزهای دیگر از این قبیل رو آموزش می‌دهند، كه طرفداران زیادی هم پیدا كرده اما من یك سؤال دارم از شمایی كه به این كلاس‌ها می‌روید فقط علاقمند هستید كه تجربه‌ای این چنینی داشته باشید. چرا می‌خواهید پرواز روح، روشن‌بینی و...را تجربه كنید؟ این تجربه برای شما چه چیزی دارد كه تا این حد جذاب است؟ بعضی‌ها كه خیلی به این مسائل(ماورائی) علاقه دارند فكر می‌كنند اگر كسی بتواند این چیزها را تجربه كند مثلاً پرواز روح كند از بقیه خیلی بهتر است، به كمال رسیده و از این جور فكرها و ؟؟ صرفاً مثبت. بدون اینكه بررسی كنند كه اصلاً طرف راست می‌گوید یا نه؟ یا اینكه آیا واقعاً هر كسی توانست این كار رو بكند آدم خیلی كاملی است؟ برعكس این گروه خوش باور آدم‌ها، کسانی هم اصلاً باور ندارند كه امكان چنین كاری وجود داره و می‌گویند كه این حرف‌ها همه اش دروغ است و خیال و هر كس می‌گوید كه من پرواز روح كردم یا اصلاً به درستی پرواز روح عقیده دارد صرفاً یك موجود خیال باف است. در حالیكه واقعیت این است كه در گروه اول كاملاً درست فكر می‌كنند و نه گروه دوم. البته چیزهای دیگری هم هست که توهم و دروغ پردازی نسبت به پرواز روح محسوب می‌شود.
اما در جواب توهم ها من به شما می‌گویم كه پرواز روح وجود دارد و امكان پذیر است ولی نه اینكه هر كسی گفت من پرواز كردم باور كنیم. پرواز روح هم مثل هر واقعیت دیگری نشانه‌های خودش را دارد كه براساس آنها می توانیم تجربیات واقعی رو از تجربیات غیرواقعی جدا كنیم. و در جواب توهم های مربوط به انسان کامل شدن و یا سوء استفاده از امکانات پرواز روح مثل جاسوسی دیگران و یا سرک کشیدن به زندگی اطرافیان اتان ، باید بگویم که از پرواز روح بهتر است برای بالا رفتن استفاده کنید ته پایین افتادن البته که باز هم تصمیم با خودتونه و مجازات کردن اتان با ارواح مجازات گر .
و در آخر نشانه‌های شناسایی و جدا كردن پرواز روح را از موارد غیرواقعی، توهم یا رؤیاها می‌گویم:
1ـ یك مرحله بی‌خبری، ورود به تاریكی بعد وارد جایی دیگر شدن (مثل گذشتن از یك تونل تاریك)
2ـ از بالا به خود نگاه كردن و دیدن خود در حالت خواب یا مدیتیشن و احساس بی‌وزنی
3ـ شنیدن صدای سوت و یا زینگ بلند و ...
4ـ دیده شدن در آن مكان بوسیلة شاهدانی كه دیدن شما را گواهی می‌دهند
5ـ حس حضور و اختیار برای حركت كردن در جایی كه هستیم.

برای آنهایی که می گویند پرواز روح همان رویاست یا توهم و خیال بافی و یا ...

و اما حالت مغز در پرواز روح:
تحقیقات نشان داده است که در این مرحله مغز امواج آلفایی به وفور دارد كه 1 یا 2 دور كندتر از زمان بیداری است و انگار شخص در حال بیدار شدن است حركات تند چشمی و حركات بدن وجود ندارد. ضربان قلب طبیعی و مقاومت پایه پوستی(
BSR) و عكس‌العمل گالوانیك پوستی(GSRS) هیچ تغییری نمی‌كند.
خلاصه اینكه شرایطی كه جسم و علی‌الخصوص مغز در این حالت دارد قابل مقایسه با هیچیك از حالات بیداری، خواب و رؤیا دیدن نیست. در ضمن معلوم شده كه پرواز روح و اغما ملازمتی با هم ندارند زیرا حالت اغما مغز فاقد امواج آلفاست كه در پرواز روح به وفور وجود دارد.
نوع امواج مغز در هنگام پرواز روح حداقل در یك مورد(آزمایش شده) متفاوت بوده است. اینگوسوان كه یكی از افراد با قابلیت خاص در موضوعات ماورائی‌ست وقتی به احساس خروج از بدن می‌رسید نتیجه‌گیری و برداشتی كه از نوار مغزی‌اش می‌شد كرد این بود كه حالت مهار یا انسداد امواج آلفا دیده می‌شد كه در شرایطی مشاهده می‌شد كه فرد به سوژه‌‌ای توجه و تمركز كرده است. البته كه ذهن شدیداً تمركز یافته همان ذهنی است كه حالت خلسه دارد یعنی هشیاری وارد ناخودآگاه شده است و این با بی‌هوشی كاملاً متفاوت است. در بی‌هوشی هم چیز خاموش می‌شود و ورود ما به ناخودآگاه بدون حضور هشیاری انجام می‌شود. به همین دلیل تصویر یا احساس از آن لحظه نداریم.
خلاصه اینكه در هنگام پرواز روح ذهن حالتی شبیه به بیداری دارد اما فقط شبیه نه مثل آن.

حالا كه از تحقیق آزمایشگاهی گفتم خوب است از تحقیق میدانی و آماری درباره پرواز روح هم مطلبی بیاورم. شخصی به نام اوسیس پژوهش در زمینه پرواز روح، خروج از بدن و رؤیابینی انجام داده است كه در آن آزمایش 304 نفر كه تجربه پرواز روح داشته‌اند به سؤالات متعددی پاسخ داده‌اند. در این آزمایش هر فرد كه در این زمینه صاحب تجربه بوده به 96 پرسش جواب داده است. در ژوئیه 1978 اوسیس نتایج این تحقیقات را در خبرنامه انجمن پژوهشهای روحی آمریكا منتشر كرد. سرتان را درد نیاورم، او در آخر كلام اعلام كرد: اكثر شركت كنندگان می‌گویند خروج از بدن با خواب یا رؤیا و
ESP (دریافتهای خارج از حسی مثل دوربینی) فرق دارد. و فقط 4 درصد گفتند كه تصویر‌پردازی ذهنی در زمان رؤیا دیدن شبیه به خروج از بدن است. شاید آنها تلاقی ایندو را تجربه كرده‌ بودند! خلاصه اینكه با وجود وجوه مشترك زیاد این دو تجربه، افراد مورد آزمایش تفاوت‌های بسیاری را درك كرده‌ بودند. بنابراین به راحتی می‌توانستند آنها را از هم تشخیص دهند. همان تفاوتهایی كه در بخش نشانه‌ها گفتم .

چند آزمایش هم كه منجر به اثبات پرواز روح شده است را ذكر می‌كنم.
باز هم اوسیس و دونامك كورمیك كه از پژوهشگران بزرگ در مسائل روحی‌ست، تحقیقات زیادی با آلكس تانوس یكی از افراد با استعداد در این موضوع انجام داده است. در این بررسی‌ها که در جلوی دوربینی كه در آن اسلایدهای مورد آزمایش قرار می‌گرفتند، یك فشارسنج بسیار ظریف و حساس قرار گرفته بود. در این آزمایش تانوس می‌بایستی پس از خروج از بدن، مشخصات اسلاید‌های را كه بصورت اتفاقی در برابر دوربین قرار می‌گرفت، بیان كند. در زمانی كه او جواب درست می‌داد، میزان فشاری را كه این فشارسنج نشان می‌داد، بیشتر از مواقعی بود كه او جواب غلط می‌داد. آنها این اتفاق را اینگونه تفسیر كردند(كه البته بنظرم درست است): در زمان خروج از بدن واقعاً قسمتی از آگاهی، روح فرد از جسم او خارج شده و با استقرار در برابر دوربین به رؤیت اسلاید می‌پرداخته و حضور آن فشار دستگاه را بالا می‌برده است.

و آزمایش دیگر: در این آزمایش از چند حیوان كوچك كه تربیت نشده بودند برای آزمایش استفاده شده است: در آن نشانه حضور كالبد اختری، تغییراتی است كه در رفتار آن حیوانات بروز می‌كند. در این آزمایش روبرت موریس و همكارانش از دو بچه گربه استفاده كردند. این بچه گربه‌ها در یك جعبه سر باز مانند حوضچه قرار داده شدند كه اندازة آن 30×80 اینچ(76×203 سانتیمتر) بود. این محوطه به 24 مربع تقسیم شده بود. آقای بلوهاردی صاحب این بچه گربه‌ها (و تجربه كننده پرواز روح) در ساختمان دیگری قرار گرفت كه یك كیلومتری با این جعبه فاصله داشت. پیش فرض این دو تجربه این بود كه اگر بچه‌ گربه‌ها كالبد اختری صاحب خود(آقای بلوهاردی) را ببینند به سمت در حركت كرده و در مربعهای نزدیك به او قرار می‌گیرند و كمتر هم میومیو می‌كنند. معیار قرار گرفتن یك بچه گربه در مربع، استقرار دو دست حیوان در آن مربع بود. تجربیات اولیه بسیار جالب و حیرت‌انگیز بود. در طول 8 دوره از كنترل كه خروج از بدن انجام نشده بود. بچه گربه‌ها 37 بار میومیو كردند،‌اما در طی هشت دوره آزمایش خروج از بدن حتی یك بار هم میو میو نكردند. بهتر است گفته شود كه احتمال تصادفی بودن صداها 200 به 1 و احتمال حركت تصادفی (راستی از حركت گربه‌ها چیزی نگفتند!پس احتمالاً حركت كردند) بچه گربه‌ها 100 به 1 بود. میشه گفت تجربه آماری خوبی بوده، نه . در اثبات نهایی پرواز روح آیة از قرآن می‌تواند قطعی بودن آن را معلوم كند:

سورة زمر آیة 42:

" خداست كه ارواح مردم را در هنگام مرگشان بطور كامل می‌گیرد و از آن كه نمرده در حال خواب، پس آن روح را كه مرگش را مسلم كرده نگه‌ می‌دارد و آن دیگری را تا مدتی معین روانه می‌دارد. بی‌تردید در این نشانه‌هایی است برای گروهی كه می‌اندیشند. "

نظر دانش متعارف در مورد پرواز روح

شاید تو هم مثل بعضی‌های دیگه بگی پرواز روح یه توهمه و بیشتر از خیال نیست.ولی من می‌خوام بگم پرواز روح واقعیته. اینا رو از خودم نمی‌گم از طرف كسانی می‌گم كه سالها تحقیق كردن و یا خودشون این تجربه رو داشتن. افرادی كه تجارب نزدیك به مرگ داشتن. كسانی كه با رویكردی درونی به چنان قدرتی رسیدن كه می‌تونن به اراده خود هر زمان كه بخوان روح را از بدن جدا كنن و به سفر روح بپردازند.

در رابطه با پرواز روح هر دانش و مکتوبی که در دسترس است دانش متعارف می‌باشد(همگان از آن باخبرند). در اینجا دیدگاههای چند مكتب مطرح در رابطه با پرواز روح را برایتان میگویم با این دید که :
اولاً معلوم کنم که انسانهای بزرگی حقیقت پرواز روح را درک کرده بودند و زمان و انرژی خود را برای آن گذاشته اند .
دوماً واقعیت‌های باطنی مطرح شده در آنها مشخص شود.
سوماً نقاط ضعف و قوت موجود در دانش متعارف روشن گردد.
چهارماً چون برخی از پایه‌های دانش نامتعارف ( بخشهای حیای هر علم ) بر بخشهای خاص دانش متعارف قرار گرفته و رسیدن به آن میسر نیست مگر با فهم دانش متعارف.
...
از معروفترین مكاتب در پرواز روح می‌توان از مكتب اكنكار ـ اصالت روح ـ شمنیسم(تولتك) و فرقة سرزمین پاك نام برد. هر كدام از این مكاتب ضرورت و عناصر و روش‌های متفاوتی برای پرواز روح دارند. این مكاتب در بعضی جاها در عین اختلاف دارای دیدگاههای مشتركی نیز هستند.

پال توئیچل بنیان‌گذار مكتب اكنكار، خروج از بدن را استعداد طبیعی روح می‌داند بنابراین احتیاجی به روش‌های غیر معمول برای عملی كردن آن نمی‌بینید.
هدف آنها از پرواز روح، پیوند روح انسان با روح الهی است و روش رسیدن به این قصد را از طریق خروج از بدن و سیر در جهان‌های دیگر می‌دانند.

او معتقد است روح در مسیری نزولی جهانها را گذارنده تا به جهان مادی رسیده است. در طی عبور كالبدهای گوناگونی پذیرفته است. طی این سقوط، آگاهی گسترده روح كاهش یافته است. و حالا روح برای بازگشت به وضعیت اصلی‌اش، باید آگاهی فراموش شده‌اش را به یاد آورد و اینكار از طریق سفر به جهانهای بالاتر میسر می‌شود. اكنكار پرواز روح را تنها‌ترین راه نمی‌داند، اما نزدیكترین آن می‌داند.

روش‌های آنها وابسته به تزكیه نفس شاگرد(چلا) ـ تلاش در انجام تمرینات و اطاعت بی‌قید و شرط از استاد در قید حیات می‌باشد. شرط اول و دوم بسیار حائز اهمیت است و بدون آنها تلاش و انجام تمرینات به تنهایی به جایی نخواهد رسید. استاد حق حاضر نیست تعلیمات خود را به شخص آلوده آموزش دهد. آنها معتقدند كه شخصی كه تزكیه ندارد می‌تواند پرواز روح انجام دهد ولی از یك حدودی آنطرف‌تر نمی‌رود. در این ارتباط به مونرو تجربه‌گر پرواز روح توجه كنید. مونر طبق استعدادهای خاص روحی بدون هیچ تزكیه نفسی به جهان‌های زیادی سفر كرده است. حتی در دنیاهای دیگر روابط جنسی داشته است.
اگر بخواهم منصفانه قضاوت کنم بایستی این را هم بگویم که در اکنکار چند نقطه مبهم وجود دارد ، مثل تمرینات مشترک اش برای رویا و پرواز روح و نیز تکرار این تمرینات در شفابخشی و هترهای دیگر ماورایی و البته تلقین های احتمالا توهم زا در مورد خروج روح از بدن و...( در نظر بگیرید که نقاط مقبتش را اول گفتم )
مكتب اصالت روح خروج از بدن را امری طبیعی می‌داند كه كالبد اختری در هنگام خواب از بدن خارج شده (حتی در حد یك عدم انطباق با جسم مادی) تا از كیهان انرژی دریافت كند و خودش را شارژ سازد. اغلب صاحب‌نظران این مكتب از پژوهشگران و متخصصین علوم متعارف و برخی تجربه كنندگان مافوق طبیعی هستند. از بزرگترین آنها روبرت كروكال و ویلیام كروكس از دانشمندان علوم زیست‌شناسی و فیزیك بودند. هدف آنها ایجاد اتحاد میان گروههای مختلف انسانها و اثبات روح و فهم ابعاد دیگر هستی بوده است . اهدافی مثل:
اثبات روح ـ اثبات پرواز روح ـ شناخت مكانیزم آن ـ تجربه پرواز روح ـ ارائه روش‌هایی برای پرواز روح ـ در دسترس عموم قرار دادن آن ـ استفادة از آن.
روش‌های پرواز روح در این مكتب براساس تجربیات خودشان و دیگران و برگرفته از روش‌های مكاتب دیگر می‌باشد به همین جهت از اطمینان لازم برخوردار نیست. پیروان این مكتب دانش اسرار و موضوعات باطنی ندارند.

شمنیسم (تولتك):
به اعتقاد آنها كالبد اثیری در اثر انطباق با جسم مادی و اطاعت از عادات جسم، منفعل شده است. آنها با تمرینات ویژه كالبد اختری را از انفعال و خمودگی خارج كرده و ابتدا آن را وادار به راه رفتن میکنندوبعد به كالبد اختری آموزش پرواز می‌دهند. هدف آنها دست یافتن به آزادی ادراك و معرفت نسبت به خویشتن خویش(روح) است كه به آن هنر آزادی می‌گویند.آنها معتقدند كه هر كار ماورایی فقط توسط دقت دوم(ذهن ناهوشیار) و هوشیاری دركالبد اختری امكان‌پذیر است.
آنها به مرور جنبه‌های گوناگون این سطح از آگاهی را فرامی‌گیرند و كالبد اختریشان را كامل می‌كنند و از امكانات آن برای رسیدن به خویشتن خویش استفاده می‌كنند. از نظر آنها اولین گام برای رسیدن به آگاهی كالبد اختری پیروی از نظام رفتاری است كه نظام ساحران نام دارد. این مكتب بر پایه اسرار و حفظ ناشناخته‌گی می‌باشد و بنابر همین اصل کتابهای آنها که توسط کارلوس کاستاندا نوشته شده است فاقد حلقه‌های اصلی و كلیدی و بخش نامتعارف می‌باشد. در کل روش‌های آنها براساس اطاعت كامل از ناوال(استاد) ـ تبعیت از نشانه‌های روح(ناوال قادر است روح راآشكار كند) و تغییر در زندگی و عادات روزانه می‌باشد.

فرقة سرزمین پاك:
آنها تمرینات باطنی ندارند و روش آنها براساس پرهیزگاری و تقوا ـ امید بر هدایت و حمایت بودی ساتوا بوداهای سرزمین پاك( اساتید بودایی درگذشته ) و سفر به جهان سرزمین پاك برای رسیدن به نیروانا می‌باشد. طبق اعتقاد آنها شخص نمی‌تواند به نیروانا(بهشت موعود) دست یابد مگر آنكه با پرواز روح به آنجا برود و قبل از مرگ آنجا را ببیند.
قبل از اینکه خیلی ریز تر وارد موضوع پرواز روح شویم در همین اول راه برای خودت روشن کن که برای چه می‌خواهی پرواز روح کنی؟

برون فکنی 3

کسانی که در خواب آگاه میشن ممکنه درباره احتمال زیاد رخ دادن برون فکنی کالبد اختری پیش این افراد شنیده یا خونده باشن. ولی ممکنه تابحال چنین پیشامدی رو تجربه نکرده باشن. در ابتدا درباره اینکه به چه چیزی میگن برون فکنی کالبداختری توضیحی بدم. این حالت رو وقتی میگن که شخص حس کنه از جسد فیزیکی جدا شده و میتونه جسدش رو ببینه. این حالت رو دانشمندای شکاک به هیچ عنوان قبول ندارن و از اون به عنوان نوعی حالت ویژه مغزی که قسمتی از مغز اون رو ایجاد میکنه نام میبرن. و ادعا میکنن که افرادی که از بیماری روحی رنج میبرن دچار این حالتها میشن ولی هیچ تفسیری برای رخدادن این حالت بین سایر افراد ندارن. احساس جدایی در این حالت کاملا قابل حس و فرد میتونه در دنیایی که در واقع موازی با دنیای فیزیکی قرار داره حرکت کنه. شخص خودش رو میبینه که خوابه و ممکنه توی خونه قدم بزنه و یا به جاهای مختلفی بره. این حالت البته نشانه های معینی داره که شما میتونید بفهمید آیا تا بحال چنین حالتی برای شما هم رخ داده یا نه. قسمتی از نشانه ها:

.> شخص حس میکنه درون بدنش به حالت آزاد قرار داره و میتونه از اون خارج بشه

.> شخص موجی از انرژی رو در تمام یا قسمتهایی از بدنش حس میکنه که به سرعت گسترش پیدا میکنه و همراه با صدای وز وز بسیار بلند که البته ارتعاش صدا و موج انرژی ممکنه کم یا زیاد باشه. این پیش درآمدیه که یا به خروج از بدن می انجامه یا به بازگشت شخص به بدنش.

.> شخص در حالی که بیرونه خودش رو در حال خواب میبینه.

برای بعضی از افراد ممکنه این نشانه اختلاف داشته باشه مثلا شخص صدای فردی رو در حال حرف زدن با اون بشنوه.

این نشانه ها در حالت آگاهی از خواب وجود ندارن.

اختلافی که بین این دو وجود داره نوع واقعیت مورد تجربه است. در خواب توهمات به مقدار بسیار زیادی وجود دارن. حتی ممکنه کل تجربه بیداریی که در خواب داشتید غیر واقعی باشه و شخصیتهای مورد مشاهده در واقع خود اون افراد نباشن. ولی در حالت برون فکنی کالبداختری در اکثر حالات فرد خودش رو در حال مشاهده وقایع و جاهایی پیدا میکنه که واقعا وجود دارن و اتفاقات و حرفهایی که زده شده واقعیت دارن. مثلا ممکنه شخص به آشپزخانه بره و مادرش رو در حال تهیه غذا ببینه و از اون بپرسه که در حال درست کردن چه غذایی هست و پس از بازگشت به بدن هم اطلاعات کسب شده دقیقا درست باشن. ولی این حالت در مورد آگاهی در خواب بسیار کم و حتی در اکثر مواقع وجود نداره و شخص در دنیایی از عجیبترین موجودات و مکانها قدم میذاره که از لحاظ کیفیت و واقعی بودن در حد خوش در درجه بسیار بالایی قرار داره ولی وقتی با برون فکنی کالبد اختری مقایسه میشه تجربه ای خیالی و نادر حساب میشه چون تجربیات برون فکنی کالبداختری انسان رو با بعدهایی آشنا میکنه که مستقیما با محیط فیزیکی شخص ارتباط داره.

میزان واقعیت آگاهی در خواب در مقایسه با تجربه برون فکنی کالبداختری بسیار ناچیز است. ولی این دلیل بر هم سنخ نبودن این دو تجربه نیست. حالت خاصی که دانشمندان رو به خودش جلب کرده حالت بی حسی کامل بدن درخواب میباشد۱. این حالت در خیلی از موارد به اینصورت پیش میاد که شخص خودش رو عاجز از تکان دادن بدنش میبینه و اکثرا از این حالت به وحشت میفتن ولی بعد از مدتی این حالت از بین میره و شخص میتونه بدنش رو تکان بده. اتفاقی که در این حالت افتاده اینه که بدن هنوز خوابه ولی انسان آگاهیش رو بدست آورده به همین دلیل تا بیداری کامل بدن شخص امکان هیچگونه تحرک رو نداره. این حالت کاملا طبیعیه و درصد زیادی از مردم حداقل یکبار در زندگیشون این حالت رو تجربه کردن. من خیلی از این حالات رو تجربه کردم. انسان ممکنه حس کنه چیزی روی سینه اش نشسته و این احساس اونو به وحشت میندازه. وقتی حالت بی حسی کامل به من دست داد من فکر میکردم چیزی روی من نشسته که این فکر به ذهنم رسید که نکنه جن باشه. ترس من وقتی پایان پذیرفت که به حقیقت این اتفاق آگاه شدم. من این حالت رو به این دلیل برای شما بیان کردم چون به بحث ما کاملا مرتبطه. در کسانی که در خواب آگاه میشوند این حالت وجود ندارد. ولی وقتی برون فکنی کالبداختری رخ میدهد این حالت دقیقا وجود داره. در حقیقت انسان وقتی میتونه برون فکنی کنه که دیگه از حواس پنجگانه اش استفاده نکنه و دیگر هیچ احساسی رو از بدنش دریافت نکنه. اگه بخوام ساده تر بگم وقتی ما بتونیم بدنمون رو به خواب ببریم و هنوز آگاه باشیم احتمال برون فکنی کالبداختری بسیار بالاست. اینکه میگم احتمال چون عوامل دیگری هم در موفقیت برون فکنی کالبداختری تاثیرگذار هستند که انشاءالله در فرصت مناست بیان خواهم کرد. ولی سوالی که ممکنه برای شما در این لحظه پیش بیاد اینه که چطور میشه از آگاهی در خواب برای برون فکنی کالبد اختری استفاده کرد؟ بذارید اینطوری براتون بگم. محیط و شرایط موجود در آگاهی در خواب تقریبا با محیط و شرایط موجود در تجربه برون فکنی کالبداختری یکی میباشد. آگاهی در خواب در واقع شامل همه تخیلات غنی ذهن میتونه باشه که ما به اونها واقعیت بخشیدیم و همچنین شامل خیلی از تمایلاتی است که مانع از دیدن حقیقت میشود. من اولین تجربه برون فکنی کالبداختری که داشتم از درون یک خواب روشن اتفاق افتاد. نصف شب بود و من همان روز امتحان داشتم. ساعت ۲.۳۰ شب بود که به رختخواب رفتم. از همان ابتدا که به خواب رفتم خواب دیدنم شروع شد و جالب اینکه خوابی که میدیدم چندین بار تکرار میشد. دقیقا همان خواب بارها تکرار شد. در اون مدت که نزدیک به چند ماه میشد من هر روز کاملا برای آگاهی در خواب تمرین میکردم و نتایج بسیار خوبی گرفته بودم به طوری که هر هفته چندین بار در خواب آگاه میشدم. ولی این بار بسیار فرق داشت. من شاهد خوابی بودم که چندین بار تکرار میشد. خواب من به این صورت بود، من درون مکانی که دیوارهای کاملا سفید داشت قرار داشتم. شخصی روبروی من ایستاده و با من حرف میزند. من هم سعی در فهمیدن حرفهایش دارم برای همین هم به صدایش گوش فرا میدهم و هم به حرکت لبهایش نگاه میکنم و روی آنها دقت زیادی میکنم مگر بتوانم هماهنگی بین حرکت آنها و صدایی که میشنیدم رو تشخیص بدهم. بعد از مدتی که این کار را میکردم احساس سرگیجه و عدم تعادل میکردم و به روی زمین می افتادم. بلافاصله بعد از آن خواب تکرار میشد. بعد از مدتی من دقیقا خواب را که داشت تکرار میشد به خاطر داشتم و از آنجا که برای آگاهی در خواب به خوبی تمرین کرده بودم در یکی از فاصله های کوتاهی که شاید یک ثانیه نمیشد درباره این خواب فکر کردم و به خودم گفتم «این خواب داره تکرار میشه، پس دفعه بعد که خواب دوباره تکرار شد من میدونم که خواب هستم». خواب دوباره تکرار شد! ایندفعه من میدونستم چی میشه. کمی به صحبتهای اون مرد دقت کردم و به لبهاش دقت کردم تا مگر بتونم همانگی رو بین صدا و حرکت لبهاش تشخیص بدم و بفهمم چی داره میگه! بلافاصله من به اون مرد گفتم حرفهاتون با حرکت لبهاتون هماهنگی نداره و بعد از اون من به سردرد، سرگیجه و عدم تعادل دچار شدم و به سمت دیوار در حرکت بودم که به اون بخورم و زمین بیفتم ولی اینبار فرق داشت چون من به خواب آگاهی نسبی داشتم پس فکری رو که کرده بودم به یادم اومد و اینبار به جای اینکه به دیوار بخورم از اون رد شدم! در یک آن کل محیطی که در اون بودم محو شد و من حالت خلئ شدیدی را احساس کردم و مثل اینکه به یک باره از زیر فشار خارج بشم خودم رو در یک حالت آزادی و سبکی بی اندازه ای ببینم. بدرون اتاقم پرتاب شدم به هیچ عنوان احساس وحشت نداشتم ولی بجاش احساس تنهایی شدیدی داشتم. هیچوقت تا بحال مثل اون رو احساس نکرده بودم با تمام وجودم حس کردم تنهام. صورتم در فاصله ۱۰-۲۰ سانتیمتری از زمین اتاق قرار داشت. احساس موج بسیار شدید و صدای ارتعاش و وزوز شدیدی رو میشنیدم. زمانی که سرم رو به اطراف حرکت میدادم بیشتر میشد. من به وضوح میتونستم قالی کف زمین رو ببینم. کمی در جزئیات قالی دقت کردم و به یکباره کنترل خودم رو از دست دادم و همانطور که در هوا معلق بودم شروع به چرخش کردم. فکر میکنم برای لحظه ای خودم رو که خوابیده بودم دیدم. بعد از اون من خودم رو درون کره ای از عکسها دیدم. من میچرخیدم و به عکسها نگاه میکردم. اختلافی که این عکسها برای من داشتند این بود که من حس میکردم این عکسها عکسهایی از جاهایی واقعی هستند و کاملا زنده هستند. سعی کردم به جایی بروم ولی موفقیتی نداشت بعد از مدتی چرخش من به بدنم برگشتم.

یه سوال از شما میکنم. همه دوست داریم در زندگیمون موفق باشیم. در آمد خوبی داشته باشیم. شما دوست دارید ۱۰ میلیون تومان در ماه درآمد داشته باشید؟ کار خیلی سختیه ولی ممکنه. ولی خوب، شما ۱۰ میلیون تومان رو برای خودش میخواهید؟ هدف اصلی شما به دست آوردن ۱۰ میلیون تومان پول در ماه؟ یا اینکه هدف شما موفقیت در زندگیه؟ بهش فکر کنید. وقتی ۱۰ میلیون تومان پول در ماه هدف شما باشه شما این پول رو قطعا برای رسیدن به اهداف والاتری در زندگی میخواهید و دوست دارید زندگی کاملی داشته باشید. همه چیز را امتحان کنید. و پایه پیشرفت جدیدی برای خودتان بناکنید. قدرتهای خود را شناختن هم مثل ۱۰ میلیون تومان. هدف اصلی شما فقط شناخت قدرتهای درونی نیست بلکه استفاده از اونها در راه کمال روح شماست. وقتی برون فکنی میکنید افقهای تازه ای بر روی شما باز شده. هدف آیا برونفکنی؟ قطعا نه با اینکه خود برونفکنی اعتماد به نفس ویژه و ایمانی جدید رو در شما به وجود میاره. زندگی شما معنای جدیدی پیدا میکنه. ولی هدف اصلی برون فکنی یا هر چیز دیگری نیست. شناختی که اکنون بدست می آورید معرفت بیشتری رو به دنبال داره. انتخابی که انجام میدید شاخه های درختی هستند که طرفی از اون شما را به بالای درخت میرسونه و شما از اوج درخت میتونید مسیر رو ببینید و طرف دیگر شما را بر فراز دره ای هراس انگیز بر روی شاخه ای شکننده قرار میدهد که نهایت آن سقوط شماست. در بالا رفتن از درخت احتمال خطر وجود داره ولی حتمی نیست. شما کدام را انتخاب کردید؟

حرف درباره برون فکنی کالبداختری و آگاهی در خواب زیاد است و برعکس نویسندگانی که از اون به عنوان خروج احساس از بدن یاد میبرن یک پدیده کاملا واقعی است که کالبد اختری انسان از بدن خارج میشود. آگاهی در خواب و برون فکنی کالبداختری درجاتی دارند. آگاهی در خواب ممکن است فقط شامل توهم باشد که در این صورت انسان میتواند از آن برای رفتن به درجه ای بالاتر از آگاهی و ملاقات با موجودات غیر آلی (کارلوس کاستاندا از موجوداتی که در دنیای اختری وجود داشتند و غیر انسان و حیوانات بودند به عنوان موجودات غیرآلی نام میبرد) استفاده کند. حقیقت اینست که آگاهی در خواب خود نوعی برون فکنی کالبداختری میباشد. ولی معمولا به دلیل کامل نبودن این برون فکنی از آن به عنوان تجربه ای که در آن خواسته های ذهن ناخودآگاه و نفس برای تشکیل محیط بخصوصی تاثیر بسزائی دارد. حقیقت دیگری هم وجود دارد، شما میتوانید از آگاهی در خواب به مرحله برون فکنی کامل برسید. در واقع راحتترین روش برای دستیابی به برون فکنی کالبداختری تجربه آگاهی در خواب و ارتقاء دادن این آگاهی برای وارد شدن به بعد دنیای اختری. برون فکنی کالبداختری خود دارای درجات دیگری است و فقط به برون فکنی در دنیای اختری موازی دنیای فیزیکی ختم نمیشود. در صورت پیشرفت سطح انرژی و البته موارد بسیار مهم دیگر(در اینجا از ذکر آنها خودداری میکنم) میتوان به سطح بالاتری از دنیای اختری وارد شد. مکانی که هیچ چشمی ندیده و هیچ گوشی نشنیده. مکانی که نمی توان بیان کرد. فقط عظمت آن را و آرامشش را میتوان احساس کرد. آگاهی در خواب راه بسیار مناسبی برای پیشرفت از لحاظ روحی نیز میباشد. قدرت انتقال فکر و فعالیت چاکراها بیشتر شده و شما احساسهایی را خواهید شناخت که ممکن است پس از بیداری از بیان آنها عاجز بمانید. وقتی شروع به فعالیت در این زمینه کردید با موجودات منفیی برخورد خواهید کرد که سعی میکنند مانع از پیشرفت شما بشوند. قبل از تمرین از خدا بخواهید به شما در این راه کمک کند. صادقانه نیت کنید. خیلی ها به کلمه نیت حساسیت دارند. من شما حق میدهم. صادقانه قدم در این راه بگذارید. ناشناخته همیشه مقدس بوده و هست. از خود ناشناخته ای بسازید که امروز برای شما آشناست ولی دیروز غریبه ای بیش نبود که صورتش را در پس حجاب نرسیدن مخفی نگاهداشته بود.

:::[ روشی برای برون فکنی کالبداختری: مرز ميان خواب و بيداری ]:::


سلام. روشهای خيلی موثر و سريعی برای برون فکنی کالبداختری (به اصطلاح عاميانه پرواز روح) وجود دارد. که خيلی از اين روشها بسيار زيرکانه و دارای جزئيات بسيار جالبی است.هر چقدر شناخت ما از تجاربی که بدست می آوريم بيشتر ميشود روز به روز به روش شخصی خودمان نزديک ميشويم. و ميتوانيم راحتترين روش مناسب را برای انجام آن بسازيم. روشی که ميخواهم برای شما بيان کنم يکی از اين روشهاست که بسيار ساده ولی کارساز ميباشد. و سرعت دستيابی به برون فکنی در آن بسيار بالاست. کسانی که در مورد آگاهی در خواب تمرين کرده باشند نتايج بسيار موثرتری ميبينند ولی بهرحال اين روش برای هر شخص تازه کاری هم مفيد و عملی ميباشد.پس آماده باشيد تا آگاهی جديدی در برونفکنی بدست آوريد. حالتی که ما از آن استفاده ميکنيم حالتی است که شما معمولا از آن به آسانی ميگذريد. وقتی که ما ميخوابيم قبل از به خواب رفتن در حالت خاصی قرار ميگيريم. که در واقع اين مرحله از به خواب رفتن مرزی ميان خواب و بيداری است. در اين حالت ما شروع به ديدن تصاوير جسته و گريخته ميکنيم۱. که ديدن اين تصاوير در واقع نشانه اين است که ما در حال به خواب رفتن هستيم. حتی در اين حالت ما هنوز به بيداری خودمان مطمئن هستيم ولی کاملا آگاه نيستيم. بعد از گذر از اين حالت ما به خواب رفته ايم. يک شخص عادی به آسانی از کنار اين پديده ميگذرد. در حالی که اگر شما کسی باشيد که شغف برای برونفکنی داريد از آن استفاده خواهيد کرد. نکته ای که بايد اضافه کنم اينست که ما پس از گذر از اين مرز آگاهی خودمان را از دست ميدهيم. منظور من از آگاهی آن نوعی است که ما در هنگام بيداری داريم و به وضعيت خودمان يعنی بيداری واقف هستيم. نکته بسيار جالبی که مطرح ميشود ادامه دادن اين آگاهی پس از گذشتن از مرز ميان خواب و بيداری ميباشد. در واقع اگر ما موفق به آگاه ماندن پس از به خواب رفتن بشويم به راحتی ميتوانيم شاهد يک برونفکنی کاملا طبيعی باشيم. که در آن کالبد انرژی بدن به حالت آزاد در آمده و کالبد اختری ما در تبع آن از کالبد انرژی آزاد ميگردد و در اين حين کالبد انرژی شروع به جذب انرژی ميکند که يک روند کاملا طبيعی است. البته در صورت آگاه شدن اکثريت متوجه اين مرحله نميشوند. چون در هنگام برونفکنی مرحله ای وجود دارد که ما در آن آگاهی را از دست خواهيم داد و آن در هنگام جدا شدن از بدن است و پس از جدا شدن ما دوباره آگاه خواهيم شد. اين مرحله بسيار کوتاه است و خيلی ها متوجه آن نخواهند شد. حالا سوال اصلی اينست که چگونه بر به خواب رفتن غلبه کنيم؟ روشهای بسيار موثری ابداع شده که ميتوانيم از آنها استفاده کنيم. يکی از اين روشها به اين صورت هست که هنگام خواب (ترجيحا بايد به اندازه کافی نياز به خواب داشته باشيم. شب هنگام بهترين موقع است) و در حالی که دراز کشيده ايم ودر حال به خواب رفتن هستيم به يک تصوير دلخواه فکر کنيم. سعی کنيد تصويری را انتخاب کنيد که واقعا دلخواه شماست. يعنی به اندازه کافی به آن علاقه داشته باشيد که بتوانيد به آن در ذهنتان فکر کرده و آن را در ذهنتان نگهداريد. برای مثال تصوير شخصی که خيلی به آن علاقه داريد. تصوير يک مکان . يک شيء يا هر چيز که قبلا در ذهن شما ماندگار باشد. دليل انتخاب کردن تصوير برای اين روش به اين دليل ميباشد که در اين مرحله که شما به اين کار مشغول هستيد با مرحله ای که پشت سر خواهيد گذاشت و آن هم از تصاوير تشکيل شده شباهت بسياری وجود دارد و باعث خواهد شد شما بتوانيد آگاهی خودتان را حفظ کرده و از مرز ميان خواب و بيداری رد شويد و همچنان آگاه بمانيد. برای اين تمرين فقط وقتی به تختخواب برويد که واقعا احساس خواب در شما زياد باشد و بتوانيد اين کار را شروع کنيد. بعد از آن کار شما بايد نگاه داشتن اين تصوير ذهنی باشد وبتوانيد اين کار را به خوبی انجام دهيد. شما بايد اين کار را همچنان ادامه دهيد به هر ميزان زمان تا شما به خواب فرو رويد. بعد از آنکه بدن شما به خواب رفت و شما هنوز آگاه بوديد ميتوانيد از بدنتان خارج شويد. خيلی ها ممکن است برايشان سوال باشد که چطور از بدنمان بيرون بياييم؟ شما ميتوانيد مثل اينکه از تختخواب بلند ميشويد دستتان را روی تخت بگذاريد و آهسته بلند شويد و سر پا بايستيد. يا ميتوانيد به يک سمت بغلتيد و دوباره سر پا بايستيد. همچنين ميتوانيد به آسانی اراده کنيد و تصور کنيد که در حال ارتفاع گرفتن از جسمتان هستيد يا داريد از قسمت پاهايتان خارج ميشويد و از جسمتان دور ميشويد. البته سعی کنيد برای انجام راحت اين مرحله هنوز چشمهای کالبد اختريتان بسته باشند. اين فقط برای راحتی شماست و باز کردن چشمها در حين بيرون آمدن از بدن هيچ خطری ندارد. رمز موفقيت اين روش يکی از نياز به خواب داشتن شماست (البته نبايد خيلی خيلی خواب آلود باشيد) و ديگری موفقيت در نگاه داشتن تصوير در ذهن تا آخرين مرحله و هنگام رد شدن از مرز ميان خواب و بيداری است. در اين حالت شما به راحتی آگاه ميمانيد در حاليکه بدن شما کاملا به خواب رفته است. در صورتی که در انجام مرحله تصوير ذهنی احساس راحتی نميکنيد و اين روش را نمی پسنديد ميتوانيد از يک روش ديگر استفاده کنيد. ميتوانيد در صورت تمايل از روش دوم استفاده کنيد. در اين روش که کاملا مشابه با روش اول است قسمت تصوير ذهنی وجود ندارد و به جای آن در هنگام به خواب رفتن ميبايست دستتان را بالا نگهداريد. اتفاقی که در اين حين می افتد اينست که به محض به خواب رفتن، دست شما به پائين می افتد و شما دوباره بيدار ميشويد. پس از بيداری دوباره دستتان را بالا نگهداريد. و اين حالت چندين تکرار ميشود تا اينکه بتوانيد در نزديکترين مکان بين خواب و بيداری قرار بگيريد و بتوانيد بيدار بمانيد در حاليکه بدن شما به خواب رفته است. اين تمرينی است که به اين طريق شما ميتوانيد هر بيشتر به مرز خواب و بيداری نزديک شويد و بتوانيد خودتان را بيدار نگهداريد و بدنتان را بخواب ببريد. برای دستيابی به تسلط در اين روش ميبايست شما به تمرين در اين زمينه بپردازيد و در صورت ورزيده شدن در اين کار ميتوانيد به راحتی برون فکنی کالبداختری کنيد. شرط موفقيت در اين روش و ديگر روشها تمرين ميباشد.

روشی دیگر
خود را در یک خیابان بسیار پهن و دراز تصور کنید . هر چه به طرف جلو میروید خیابان باریکتر و باریکتر میشود . در ان هنگام که به جلو حرکت میکنید هوا نیز تاریک تر و تاریک تر میشود .

این روشی است که خود من از ان بعضی اوقات استفاده میکنم.

روشی دیگر
و اما روشی که برای من و دیگر دوستانم بسیار مفید واقع شد تمرکز بر روی وسط دو ابرو بود . که بعد ها متوجه شدم یکی از موسر ترین روشهایی است که از ان نام میبرند و این روش در کتاب های بساری امده و یوگی ها هم از این روش استفاده میکنند.
چشمهایتان را ببندید . کره چشمتان را برگردانید و به نقطه یی در بالای بینی وسط دو ابرو تمرکز کنید . سعی کنید به هیچ چیزی فکر نکنید. پس از مدتی تمرکز به حالت برون فکنی میرسید.

این روش هایی که گفته شد بسیار میتواند موثر باشد . شما اگر روشی دیگر را دارید حتما از ان استفاده کنید.

برون فکنی

بسم الله الرحمن الرحیم

تخلیه روح

در اینجا باز هم میخوام از تخلیه روح براتون بنویسم:

یكی از كارهائی كه انسان میتواند در این عالم بخوبی

 انجام دهد و بوسیله آن روحش یعنی خودش را بشناسد و از آن بهرهائی

بردارد موضوع تخیله روح است. شما همانطوری كه

وقتی هوا بسیار گرم است و لباس ضخیم ناراحتتان كرده و نمیتوانید با

وجود آن استراحت كنید و یا فعالیتهای سریعتان ادامه

دهید آنوقت لباسها را از تن می كنید و مشغول كارها و یا استراحت

می گردید. همچنین اگر شما خودتان را شناخته باشید و

 بدانید كه شما همان روح هستید و بدن برای شما بمنزله لباسی است كه

در بردارید وقتی می خواهید كارهای فوق العاده مهمی كه

 یا باید سریع انجام شود و یا بنوعی بدن مزاحمت برای آن كارها دارد

باید بتوانید خود را از بدنتان بیرون بیاورید و آن كار را

انجام دهید.

مثلا اگر عمل جراحی میخواهید بكنید چرا قبل از آنكه

 شما را بیهوش كنند و بدنتان را مثل لباس اجبارا" از تنتان بكنند خودتان

باختیار خودتان بدنتان را ترك نمی كنید و از مظرات

داروهای بیهوش كننده خود را حفظ نمی نمائید.

یكی از علماء مشهد كه ار شاگردان مرحوم آیه الله میرزای اصفهانی بود چند مرتبه احتیاج بعمل جراحی پیدا كرد. ناظران عینی

میگفتند قبل از آنكه او را بیهوش كنند خودش روحش را تخلیه كرد و بعد هم میگفت من می دیدم چگونه مرا جراحی می كردند.

آن عالم بزرگ فعلا از دنیا رفته است.خدا رحمتش كند. یكی از علماء مشهد كه خدا رحمتش كند دارای هنر تخلیه روح بود او

باختیار خودش بهر كجا كه می خواست و با بدن برای او ممكن نبود كه برود تخلیه روح میكرد و می رفت.

یك روز یك استاد سلوك از او سؤال كرد كه تخلیه روح برای شما ناراحتی ندارد؟


فرمود: نه همانگونه كه شما میخوابید و رفع خستگی می كنید من هم تخلیه روح میكنم و رفع خستگی می نمایم با این تفاوت كه

شما وقتی خسته می شوید و می خوابید نمی فهمید كه چه وقت خوابتان برده و بعد از آنكه خوابتان برد بكجا رفته اید و چه دیده

اید و چه كرده اید ولی من اینها را می فهمم و در اختیار دارم. یك روز همین عالم با فرد دیگری از علماء كه او هم اهل كار بود

در منزلی نشسته بودند بنا گذاشتند كه روحشان را تخلیه كنند و با یكدیگر به كربلا بروند و حضرت امام حسین(ع) را زیارت

كنند. آنها متكائی زیر سرشان گذاشتند و هر دو بخواب عمیقی فرو رفتند و پس از یكساعت هر دو با هم بیدار شدند . آنها تمام

آنچه را كه دیده بودند برای یكدیگر نقل میكردند. مثلا یكی از آنها می گفت: فلان عالم در حرم بود و در فلان محل از حرم

نشسته بود و مشغول دعاء بود . دیگری هم كه او را دیده بود تصدیق می كرد. و می گفت من هم مقداری در كنار او نشستم. او

فلان دعاء را از فلان كتاب میخواند.

استادی میگفت: من جمعی از علماء مشهد را میشناسم كه یا تخلیه روح میدانند و یا تخلیه روح بدون اختیار برایشان اتفاق افتاده

است.مرحوم شیخ علی السلام قدرت بر تخلیه روح داشت و مكرر اتفاق می افتاد كه روحش را تخلیه میكرد و از جائی كه

میخواست مطلع شود اطلاع حاصل می نمود. و با ارواح علمائی كه از دنیا رفته بودند تماس میگرفت

خروج روح ازبدن2

تكنيك مراقبه شماره ( 1)
در حاليكه چشمانتان را بسته ايد چند دقيقه را صرف ريلكس كردن تمام بدن كنيد سپس كره چشمتان رابه سمت بالا بچرخانيد تا جاييكه كشش و فشار اندكي را در ماهيچه هاي اطراف چشمتان احساس كنيد. به اين طريق ديد دروني تان مي شود.سپس ديد دروني خود را بر صفحه سياه درون متمركز كنيد.سعي كنيد در اين مرحله به خواب نرويد بلكه همچنان توجه تان را در همين حالت متمركز كنيد .هرگاه كه ذهنتان منحرف شد و به موضوع ديگري پرداخت خيلي ساده آن را بازگردانيد ودوباره آغاز كنيد.به صداي سوت ضعيف در بالاي سرتان گوش كنيد وتوجه ثانويه خود را به گوش دادن به آن معطوف سازيد.
تجسم كنيد كه سوت مذكور مانند جرياني از صوت است كه از پايين كالبد فيزيكي تان به بالا حركت كرده و از قسمت بالاي سرتان خارج ميشود. اجازه دهيد تااين صوت ديد دروني تان را بطور كاملا طبيعي به بالا ببرد. به آرامي متمركز كردن ديد دروني تان بر سياهي صفحه درون را متوقف كنيد.اگر اين كار را مدت بيشتري انجام دهيد از به خواب رفتن شما جلوگيري مي كند. در عوض فقط هشياري جنبي و خفيفي را در اطراف چشم سوم خود در درون پيشاني حقظ كنيد تا به اين ترتيب صفحه سياه را همچنان نزديك به نقطه ديد دروني تان نگه داريد. سرانجام در حالتي نا منتظر و بي خبر به خواب خواهيد رفت.اگر احساس خفيفي از سوزش و جز جز يا احساس كشيدگي در قسمت بالاي سرتان بوجود امد بسيار عالي است. اگر هم اين اتفاق نيفتاد اشكالي ندارد.اگر باعث اين احساس در سرتان شويد و توجه ثانويه خود را در ان نقطه از سرتان معطوف داريد آنگاه پس از به خواب رفتن احتمال خارج شدن از كالبد اندكي بيشتر خواهد شد.سخت ترين قسمت اين تكنيك هنگامي است كه حدودا يك ساعت و نيم از آغاز ان بگذرد. در اين هنگام است كه موج فريبنده و اغوا كننده اي از خستگي ذهني و جسماني در سراسر كالبد
فيزيكي ايجاد مي شود و استقامت و اراده ذهني را شديدا به مبارزه مي طلبد. تسليم شدن به اين موج وسوسه انگيز از خستگي و به خواب رفتن معمولا هر گونه احتمالي براي خارج شدن آگاهانه از كالبد را تا حد صفر كاهش مي دهد.سعي كنيد تا از نظر ذهني بر اين موج از خستگي فائق شويد و به مراقبه خود ادامه دهيد در اين مرحله با گذشت هر لحظه شانس و احتمال سفر خروج از كالبد با خود آگاهي بسيار خوب به تدريج افزايش مي يابد.

تكنيك مراقبه شماره (2)
شكل ساده تري از تكنيك مراقبه شماره (1) اين است كه سي الي چهل و پنج دقيقه اول كه در آن چشمها را رو به بالا چرخانده و نگه مي داريم و ديد دروني را بر صفحه سياه درون متمركز مي كنيم را حذف كنيم . ادامه اين تكنيك يعني تكنيك شماره (2)دقيقا مشابه بكنيك شماره (1) است.مزيت تكنيك مراقبه (2) اين است كه فرد را نسبت به تكنيك اول از نظر ذهني و جسماني كمتر خسته مي كند.

تكنيك مراقبه شماره (3)
اين تكنيك در واقع همان تكنيك آسان و ساده اي است كه چند سال قبل از آن استفاده مي كرديم يعني گوش سپردن به صداي صوت موجود در بالاي سرم.
پس از بيدار شدن از خواب در اواسط شب دوباره به رختخواب مي رفتم و در حاليكه به پشت مي خوابيدم مدت چند دقيقه تمام كالبدم را ريلكس مي كردم و هنگاميكه صداي سوت ضعيف در درون سرم قابل شنيدن مي شد تمام توجهم را بر گوش سپردن به آن متمركز مي كردم. حدودا پانزده يا سي دقيقه بعد از آن بر روي شكن خوابيده و به حالت هميشگي خود در هنگام خواب باز مي گشتم و به گوش سپردن به صوت مذكور ادامه مي دادم تا اينكه به تدريج در حالتي بي خبر به خواب بروم .هنگاميكه مي توانستم ريلكس بمانم و عواطفم را به حداقل برسانم اين تكنيك به راحتي برايم عمل مي كرد.تغيير كوچك اما بسيار سودمندي كه به اين روش اضافه كردم اين بود كه پيوسته از نظر ذهني به خودم ياداوري كنم كه همچنان به صوت موجود در بالاي سرم گوش دهم . هنگاميكه اين كار را انجام نمي دادم خيلي زود تمام ماجرا را فراموش مي كردم. از تكنيك خارج مي شدم و به خواب مي رفتم.  

تكنيك مراقبه شماره ( 4)
پس از بيدار شدن در اواسط شب دوباره به رختخواب مي رفتم و به حالت هميشگي خود مي خوابيدم و توجه اوليه و عمده خود را بر شل كردن و ريلكس كردن عضلات اطراف شقيقه هايم يعني حدودا از وسط ابرو تا دو سانتي متر بالاي گوش متمركز مي كردم . در حاليكه توجه عمده خود را بر شل كردن اين عضلات معطوف مي كردم توجه ثانويه خود را به ريلكس كردن عضلات اطراف چشمها و اطراف ابروهايم متمركز مي كردم و همچنين به صداي صوت موجود در بالاي سرم گوش مي دادم . گاهي اوقات اين صوت را به صورت جرياني از انرژي تجسم مي كردم كه از پايين به بالاي كالبد فيزيكي ام در جريان است و از عضلات اطراف شقيقه هايم عبور مي كند و همچنين تصور مي كردم كه اين صوت به ريلكس كردن عضلات اطراف شقيقه هايم كمك مي كند.
اين تكنيك مراقبه ممكن است براي بعضي از افراد مبتدي در سفر روح و يا افرادي كه در آينده مسافر روح خواهند شد دشوار باشد. نقطه ضعف عمده تكنيك مذكور اين است كه در برابر دو احساس مشكل آفرين يعني احساس انتظار و تشويش بسيار حساس و اسيب پذير است.هنگاميكه اين دواحساس آزارنده مستمر و دائم شوند آنگاه ريلكس كردن و شل نگهداشتن كامل عضلات اطراف شقيقه ها بسيار دشوار مي شود.

تكنيك مراقبه شماره (5)
اين تكنيك مراقبه همراه با زمزمه كردن و ذكر كلمه اي مقدس است كه آن را از ديسكورسهاي اكنكار و كتابهاي سفر روحم ياد گرفتم و با سبك و شيوه مراقبه خودم سازگار كردم.
در حاليكه به پشت مي خوابيدم چشمهايم را مي بستم بدنم را ريلكس مي كردم و به آرامي و باملايمت شروع به زمزمه پيوسته كلمه اي مقدس مي كردم.كلمات متعددي در نوشته هاي اكنكار براي زمزمه كردن ارائه شده است ولي من معمولا از كلمه هيو استفاده مي كردم. هيو يكي از نامهاي خداوند مي باشد و ذكر آن بسيار اسان است. پس از اينكه نفس عميقي مي كشيدم با صداي بلند و با حالتي كشيده و طولاني و با ملايمت كلمه هي-يو را زمزمه مي كردم .در حاليكه به آرامي نفسم را بيرون مي دادم هر حرف را جداگانه تلفظ مي كردم و به يكديگر مي چسباندم . سپس نفس كوتاهي مي كشيدم و آنگاه نفس عميق ديگري كشيده و دوباره اين زمزمه را آغاز مي كردم.
به تدريج متوجه شدم كه بهترين راه براي ريلكس ماندن كامل و به خواب رفتن در هنگام ذكر گفتن اين است كه تصور كنم صدايم در سراسر بدنم بخصوص در دستها و مچ دستها و پاها و مچ پاهايم ارتعاش پيدا مي كند . هنگاميكه توجهم را عمدتا بر اين احساس جز جز در حال ارتعاش متمركز مي كردم راحت تر مي توانستم در حال ذكر گفتن به خواب بروم.يكي از مزيتهاي تكينك مذكور اين است كه ذكر گفتن با صداي بلند از پريشاني و منحرف شدن ذهن جلوگيري مي كند. معمولا ذكر گفتن بي صدا در درون از منحرف شدن ذهن جلوگيري نمي كند ولي طبق آنچه كه من تجربه كردم ذكر گفتن با صداي بلند و با حالتي ملايم اين كار را انجام مي دهد. 

تكنيك مراقبه شماره (6)
اين تكنيك با قدرت تجسم عمل مي كند.پس از اينكه چند دقيقه را صرف ريلكس كردن بدنم مي كردم اين احساس را در خود تجسم مي كردم كه هم اكنون از سفري خارج از كالبد به كالبد فيزيكي ام بازكشته ام . احساس مذكور احساسي از جز جز شدن و مور مور شدن در سراسر بدن است مانند مواقعي كه موجي از سرما از سراسر بدن عبور مي كند.اين احساس را به ويژه با متمركز كردن توجهم بر احساس جز جز شدن در دستها و مچ دستها و پاها و مچ پاها يم مي توانستم در خود بوجود آورم.
دليل موثر بودن تكنيك مذكور اين است كه با بوجود آوردن احساس جز جزي كه پس از بازگشت به كالبد فيزيكي توليد مي شود در واقع مي توان سطح ارتعاش كالبد فيزيكي را به تدريج بالا برد تا جائيكه كالبد دروني بتواند كالبد خارجي و غالب ما شود.

 

خروج روح ازبدن

 
بسم الله الرحمن الرحیم

حدیث داریم که وقتی شما میخوابید روحتون به آسمون ها میره(البته برای آدمای خوب!) . اینو گفتم که از صحت

موضوع آگاهی داشته باشید.

وقتی شما میخوابید،خواب میبینید! همین خواب یه جور برون فکنیه البته خیلی مبهم.برون فکنی یعنی این که روحتون

رو از بدنتون بیارید بیرون(البته قسمتی از روح رو) و هر جا که خواستید برید و همه چیز رو ببینید و هیچ کس شما رو

نبینه و اون چیز هایی که شما دیدید ، همه واقعا در اون لحظه در حال وقوع بودن.یعنی ممکنه الان یکی برون فکنی

کرده باشه،و شما الان دارید این مطلب رو میخونید،اون طرف شما رو همین الان ببینه و وقتی که اون طرف به جسمش

برگرده تمامی چیز هایی که تو برون فکنی دیده بود رو یادش میاد.پس همین طوری میشه از همه چی سر دراورد.

ولی این کار خوبی نیست و ممکنه که خدا هم شما رو در حال برون فکنی به طرف خودش هدایت کنه! و دیگه

برنگردین! و همون طوری تو خواب بمیرین! پس مراقب رفتارتون باشید.

چون شما تو برون فکنی جسم فیزیکی ندارید،پس هیچ تغییری نمیتونید تو دنیای فیزیکی انجام بدین،اما در دنیای

خودتون میتونید تغییرات یا اثراتی بذارید که بعدا میگم.

هر کسی در طول زندگی خودش حد اقل 2 بار برون فکنی کرده چه خواسته و چه ناخواسته.دست خودش نبوده

و یکی از علائمش اینه که وقتی خوابید فکر میکنید نمیتونید تکون بخورید،یا هر چی داد میزنید صداتون در نمیاد!

یا این که یه چیزی افتاده روتون نمیتونید حرکت کنید و ممکنه در اون لحظه حتی گریه هم بکنید چون حالت بدیه

اگه این اتفاق ها در شما رخ داده بدونید که یه نوع برون فکنی ساده انجام شده . اگه اتفاق نیافتاده،بازم برون

فکنی کردید،ولی یادتون نمونده وقتی که از خواب بیدار شدین!

برون فکنی یه خطراتی داره که اگه از خطراتش آکاه نباشید،ممکنه باعث فلج شدن یا حتی فشار های روحی

و عصبی(حالا من نمیدونم بش چی میگید) یا احتمال جن زدگی و حتی مرگ داره!

البته احتمال مرگ بسیار کمه همچنین جن زدگی خیلی کم! یعنی فقط ما 2 مورد مرگ داشتیم تو برون فکنی

(آمار دقیقشو نمیدونم این 2 تارو از یه جایی خونده بودم) و اون 2 تا هم خیلی پررو بودن که مردن!

فلج شدن به این صورت اتفاق میافته: شنیدین که میگن وقتی خواستین کسی رو بیدار کنید از پاهاش تکون بدین؟

و یه راست نرین دستشو حرکت بدین؟ نشنیدین! اینو یه سری از دانشمندان فکر کنم گفتن قضیه اش هم اینه

که وقتی یارو خوابه حالا چه برون فکنی کرده باشه و چه نکرده باشه،روحش از بدنش جدا شده.و وقتی که شما

یهو طرف رو بیدار میکنید،روح باید به سرعت به بدن خودشو برسونه،و بین روح و جسد یک رابطه هست که بیشتر

مثل یک طناب میمونه،هر چه قدر روح دور تر از بدن باشه،باید سریع تر خودشو به بدن برسونه و دیر تر هم بیدار

میشه! اما اگه نه زیاد جدا نشده سریع بیدار میشه برای همینه که وقتی بین حالت خواب بیداری هستین با

کوچک ترین صدا از خواب میپرین،چون روح خیلی کم از بدن فاصله گرفته،خیلی کم در حقیقت میخواد که فاصله

بگیره!. حالا فلج شدن: وقتی شما برون فکنی میکنید،اگه روحتون رو ببرید خیلی دور مثلا تو آسمون ها یا تو

کهکشان ها(!) وقتی یکی بخواد بیدارتون کنه ، روحتون اون همه فاصل رو باید طی کنه که به بدن برسه،و در این

راح ممکنه طناب(همون رابط)پاره شه،یا این که یه اختلال تو سیستم بدن ایجاد شه و قسمتی از بدن فلج شه

به خاطر سرعت برگشت روح! من دقیق نمیدونم برا چی فلج میشن،اما داشتیم کسانی که تو برون فکنی

فلج شدن.

قضیه ی جن زدگی که خیلی کم پیش میاد بیشتر برای آدم های بی ایمانه که خدا رو قبول ندارن (همون کافر

خودمون!) و این طوری جن زدگی اتفاق میافته که طرف میاد بیرون از جسد،یهو یکی م یاد بش میگه دیگه راه

برگشتی نیست! و خودش میره تو حلد طرف! البته چون من بازهم همچین اتفاقی برام نیافتاده،دیگه زیادی

دربارش حرف نمیزنم،فقط اینو میگم که حتما یه آیه الکرسی قبل از خواب بخونید. زیاد نگران این موضوع نباشید

بازهم تا کید میکنم که خیلی کم اتفاق میافته،و تا خدا نخواد اون جن یا هر چیز دیگه حق نداره بره تو جسم طرف

پس اصلا نگران این نباشید.

قضیه ی مرگ هم که خیلی واضحه:وقتی طرف میره جای بسیار دور،ممکنه طناب(همون ارتباط) روح با جسد به

هر دلیلی قطع بشه! برای همین هم هست که توصیه میکنن در اولین برون فکنی زیاد دور از جسد نرید و همون

دورتا دور جسد بگردید و بعد از مرور زمان کم کم فاصله رو زیاد کنید.

حتما از خودتون میپرسید که اگه این طوریه چرا کسانی که برون فکنی میکنن نمیرن به این ستاره شناس ها کمک

کنن! این طوری که خیلی راحت میشه از همه چی سر دراورد.

من جواب این سوالو از کسی شنیدم که اینجا می نویسم: خود ناسا شرایطی رو برای بعضی از افرادشون آماده

میکنن و بهترین استاد ها در زمینه ی خروج روح رو استخدام میکنن و...

بغیه اش رو هم که خودتون میدونید البته من اینو از اون طرف شنیدم،پس به من گیر ندید.

خطراتش رو که با تجربه میتونید جلوشون رو بگیرید .

یه نکته ی دیگه ای هست که میگن تو برون فکنی میشه جن یا فرشته رو دید؟

باید بگم که نه! البته اگه خدا اجازه بده میتونید ببینید،که معمولا یک یا چند بار یه موجوداتی رو میبینید چون روحید

ولی ارتعاشات بدن جن و ملائک با ارتعاشات ما فرق میکنه ، همون طور که گفتم تمام روح از بدن خارج نشده

و فقط قسمتی از اون خارج شده که با خود روح میشه دید،البته وقتی کل روح بیاد بیرون،پدیده ی سقط شدن

صورت میگیره!

روش های انجام برون فکنی :

تا این جا که همش مقدمه بود از این جا به بعد یه کم عملی تر میشیم!.

برای برون فکنی روش های زیادی وجود داره که کامل ترینشون کتاب برون فکنی در 30 روز)

هست که متونید برید بخرید. ولی این کتاب به درد بعضی ها نمیخوره،چون 30 روز برای اون ها

خیلی زیاده ! مثل خود من! که اصلا حوصله ندارم 30 روز صبر کنم.من هم گفتم اگه اون کتابو

بنویسم(که بعدا همشو اینجا میزارم) هیش که حوصله ی خوندن نداره،حتی مقدمه های

بالا رو هم 99 درصدتون نخوندین! خودمم بودم میومدم از همین جا میخوندم!

اما روش های برون فکنی بهتره که یه دعایی قرآنی آیه الکرسی یه چیزی بخونید که اتفاقی

نیافته):

1-وقتی که خوابتون میاد به سقف نگاه کنید،آرامش داشته باشید ، حالا دستاتون رو طوری

که خسته نمیشید بالا نگه دارید(میتونید از آرنج به بعد رو بالا نگه دارید)حالا کم کم خسته تر

میشید و کم کم میرید تو خواب ولی تا میخواد خوابتون ببره،دستتون خود به خود میافته و شما

با اون ضربه بیدار میشید،تا بیدار شدید دوباره دستتون رو به حالت قبلی برگردونید و دوباره

همون اتفاق قبلی میافته.یعنی شما میخواید بخوابید،ولی بیدار میشید.

انقدر این کارو بکنید که دیگه کاملا برید تو حالت خواب و بیداری،بعد از یه مدت احساس میکنید

که بدون بالا نگه داشتن دست هم میتونید خودتون رو در حالت خواب و بیداری نگه دارید.

(تا وقتی که مطمئن نشدید،دستتون رو نخوابونید) حالا شما نه دستتون بالاست نه تو خوابید

اگه اول با دست کاری نکنید،به احتمال100 درصد به خواب میرید ولی الان دیگه به مرحله ای

رسیدید که بین حالت خواب و بیداری هستید و این حالتو با جسمتون انجام نمیدین،با تمرکز

هست که شما در این حالت باقی موندین.حالا چشماتون رو ببندین،به بین دو ابرو تمرکز کنید

البته نه تمرکزی که آرامشتون رو به هم بزنه و از حالت خواب و بیداری کاملا بیدار شید.

(کلا بذارید بگم که وقتی بیدارید،در جا به خواب نمیرید و اول از حالتی عبور میکنید ، بعد به

خواب میرید،این حالت همون حالت خواب و بیداری هست،ما هم میخوایم که در این حالت

به خواب نریم و همین طوری در حالت خواب بیداری باشیم،چون برون فکنی در این حالت

رخ میده،حالا متوجه شدید؟!) دوباره برمیگردیم به همون تمرین

به ناحیه ی بین دو ابرو تمرکز کنید،حدودا تا وقتی که احساس کنید خیلی به این ناحیه تمرکز

کردید.حالا چشماتون رو باز کنید(از این جا به بعد میتونید یکی از روش های زیر رو انجام بدین

چون تا اینجا فقط یاد گرفتین که چطور به حالت خواب و بیداری برید. توجه کنید که در روش های

زیر هیچ عکس العمل فیزیکی انجام ندین و فقط تصور کنید)

1-احساس کنید که سقف اتاق داره به شما نزدیک میشه

2-یک طناب رو جلوتون تصور کنید و از اون بالا برید

3-احساس کنید روی یک جای داغ قرار گرفتین و میخواید از اون جا بلند شید.

4-تصور کنید که دستتون رو گذاشتین رو تخت و بلند شدین

5-احساس کنید روی آب هستین و مشن طور شناور شدن و سبک تر میشید

6-احساس کنید که هیچ وزنی ندارید و سبک شدید،حالا به طرف بالا حرکت میکنید

7-تصور کنید که از حالت دراز کش،میشینید و سپس بلند میشید

8-تصور کنید که سر روحتون رو میچرخونید و همین طر کل روح رو در جسم میچرخونید و همین

طور میاید بیرون از جسم.

این روش ایی که گفتم روش هایی هستن که با سرعت زیاد شما رو به برون فکنی میرسونن

فقط تنها نکته که باید در 8 روش بالا دقت کنید،اینه که فکر کنید شما روح هستید و در یک

جسم گیر افتادید و میخواهید از شرش خلاص شید،حالا هر تصوری رو انقدر روش فکر کنید

که بالاخره از جسم خارج شید.شاید الان پیش خودتون بگید که اینا سختن و تمرکز جواب نمیده

باید بگم که وقتی در حالت خواب و بیداری هستید به قدر این ها آسون و سریع انجام میشن

که خودتون هم تعجب میکنید. اگه اطمینان ندارید به حرفم وقتی که به حالت خواب و بیداری

رفتید،بگید چه قدر سردمه،همون موقع سردتون میشه در صورتی که قبل از این فکر اصلا

احساس سرما درونتون وجود نداشت تلقین در بین حالت خواب و بیداری،99 درصد بهتر از

حالت بیداری انجام میشه.

این هم روش های برون فکنی. دیگه وقتی از روحتون خارج شدید جسمتون رو میبینید که روی

تخت هست ولی شما یکی دیگه هستید!! این همون برون فکنی هست که بعد از یک بار

انجام اون چنان بهتون حال میده که دوست دارید اصلا بیدار نشید!!.

فقط اگه در دیدن جسمتون بترسید،کار یکم خراب میشه

این تمرینا رو 90 درصد از کسانی که بهشون گفتم در شب اول جواب داده! شما هم میتونید

در شب اول این کار رو انجام بدین تنها قسمت مهم این تمرین،رفتن به حالت خواب و بیداری

هست که مهم ترین بخشه برون فکنی اینه و البته باقی موندن در این حالت هم موثره

با یرون فکنی میتونید به خواب دیگران هم برید روشش اینجوریه:

وقتی از جسدتون اومدید بیرون،اراده کنید که برید تو خواب فلان کس ! همین!!

محاسبه میزان خواب مورد نیاز بدن

 

آیا در تمام طول روز احساس خواب آلودگی می کنید؟ همیشه در حال خمیازه کشیدن هستید؟ گیج و بی حوصله اید؟ خوب شاید واقعاً به اندازه ی کافی نمی خوابید! استراحت کافی یکی از ضروریات زندگیست. حتی یک شب خواب ناقص، واکنش هایتان را کند کرده و عملکرد ذهنیتان را با اختلال مواجه می سازد. محرومیت از خواب کافی بر روی سیستم ایمنی بدن تاثیر منفی گذاشته و به عنوان یکی از عوامل ایجاد بسیاری از بیماری های جدی و خطرناک به شمار می رود. اگر می خواهید به راحتی میزان خواب مورد نیاز بدن خود را محاسبه نمایید، مطالب ذیل را مطالعه فرمایید.

مراحل

1- ساعت معینی را برای بیدار شدن از خواب مشخص نمایید و زنگ ساعت را روی آن تنظیم کنید. می توانید مدتی قبل از ساعت مورد نظر بیدار شده و به تدریج از جای خود بلند شوید.

2- از مصرف الکل، کافئین، سیگار، و سایر داروهایی که سبب ایجاد بی خوابی می شوند پرهیز نمایید. اگر داروی خاصی مصرف می کنید برای قطع آن حتماً با پزشک خود مشورت نمایید.

3- هر شب هر زمان که احساس خستگی و خواب آلودگی به شما دست داد، به رختخواب بروید. اگر احساس کردید که به سرعت خوابتان نمی برد، بلند شوید و کتاب بخوانید و یا کاری که نیاز به فعالیت فیزیکی کم و فعالیت چشمی بالا دارد را انجام دهید تا چشمانتان کم کم خسته شوند. در ابتدا این امکان وجود دارد که صبح ها زودتر از زمان مقرر بیدار شوید، اما بدن شما ظرف چند روز خودش را با شرایط جدید وقف می دهد.

 

4- سعی کنید در طول روز نخوابید. البته یک چرت کوچک در حد 10 تا 15 دقیقه بلامانع است. همانطور که می دانید چرخه ی یک خواب کامل و عمیق 90 دقیقه به طول می انجامد، بنابراین هر چقدر در طول روز استراحت نکنید، شب ها بهتر به خواب می روید.

5- مراحل فوق را برای دو هفته بصورت مکرر انجام دهید. پس از دو هفته بدن به شرایط جدید عادت می کند و شما به صورت خودکار صبح ها به عنوان مثال ساعت 7 بیدار می شود. هرچقدر که بدن شما به خواب بیشتری نیاز داشته باشد، ناخودآگاه مجبور می شوید که شب ها زودتر برای خوابیدن آماده شوید.

6- برای جبران میزان خواب، زمان به خواب رفتن را تعدیل کنید.

سایر متدها

1- از مصرف موادی که باعث ایجاد بیخوابی میشوند و پیشتر در گزینه 2 روش بالا به آنها اشاره کردیم، خودداری نمایید.

2- شب موقعی بخوابید که تا صبح چیزی در حدود 7 تا 9 ساعت وقت برای خوابیدن داشته باشید. اگر از شنبه تا پنج شنبه کار می کنید، تمرین خود را از جمعه شب شروع کنید.

3- این کار را ادامه دهید و شب های بعد هم تقریباً همان ساعتی که جمعه شب به رختخواب رفتید، بخوابید تا بتوانید 7-9 ساعت استراحت داشته باشید.

4- پنج شنبه هفته ی بعد از ساعت زنگ دار برای بیدار شدن استفاده نکنید و به خودتان اجازه دهید هرچقدر که می خواهید بخوابید. با این کار به راحتی متوجه می شوید که به چه میزان خواب نیاز دارید. اگر به اندازه ی کافی خوابیده باشید، جمعه صبح پس از همان 7-9 ساعت از خواب بیدار می شوید و کاملاً سرحال هستید؛ اما اگر میزان خوابتان کافی نباشد ممکن است طبق عادت همیشگی دقیقاً راس همان ساعت از خواب بلند شوید، اما احساس خستگی می کنید. بهتر است که زنگ ساعت را قطع کنید تا اگر بطور موقتی از خواب بیدار شدید، مجدداً به خواب بروید.

5- این کار را 2 تا 3 هفته بطور مداوم تکرار کنید . اگر احساس کردید که صبح روز جمعه به سختی از خواب بیدار می شوید، بدانید که نیاز به خواب بیشتری دارید. اما اگر سر موقع همیشگی از خواب بیدار شدید و در طول روز هم شاداب و سرحال بودید، می توانید مطمئن باشید که به اندازه ی کافی استراحت می کنید.

6- باید توجه داشت که دهها هزار متغیر مختلف وجود دارند که می توانند برروی میزان خواب شما تاثیر بگذارند و تنها در طول یک بازه ی زمانی طولانی است که می توانید تشخص صحیحی از میزان خواب مورد نیاز بدن خود داشته باشید.

نکات

  • اگر بصورت مکرر از تنباکو، و یا الکل استفاده می کنید، طبیعی است که وقتی مصرف آنها را قطع می نمایید، مشکلاتی در زمینه ی خوابیدن برایتان بوجود می آید. بنابراین باید خیلی قبل از اینکه تصمیم به محاسبه ی میزان خواب مورد نیاز بدن خود بگیرید، مصرف این مواد را قطع کنید تا بدنتان به شرایط جدید عادت کند.
  • سن افراد در میزان خواب آنها تاثیر می گذارد. البته فاکتورهای زیادی هستند که در این امر دخیل می باشند، اما دانشمندان بر این باورند که هرچقدر سن افراد بالاتر می رود (تا 60 سالگی) به میزان خواب کمتری نیاز پیدا می کنند. در این میان نوزادان به 16 ساعت خواب، نوجوانان 9 ساعت و بزرگسالان 6-8 ساعت خواب نیاز داند.
  • اگر زیاد بی خوابی کشیده باشید، شب های بعد به میزان خواب بیشتری نیاز پیدا می کنید.
  • میزان خواب خانم ها در زمان بارداری افزایش پیدا می کند.
  • پژوهشگران هنوز توجیه موثقی دال بر میزان قطعی خواب هر انسان پیدا نکرده اند؛ برخی همان عدد قدیمی 8 ساعت را پیشنهاد می دهند و عده ای دیگر هم می گویند این رقم متفاوت است و ممکن است برخی به 3 ساعت خواب در طول شبانه روز  و عده ای دیگر بیش از 12 ساعت خواب نیاز داشته باشند.
  • اگر در خوابیدن مشکل دارید، خرناس می کشید، و در خواب بیش از اندازه تحرک دارید، این امکان وجود دارد که مبتلا به یکی از اختلالات خوابیدن باشید. در این صورت باید به پزشک مراجعه نمایید.
  • به خاطر داشته باشید که چرخه ی یک خواب کامل حداقل 90 دقیقه است. پس میزان خواب خود را به بازه های 90 دقیقه ای تقسیم کنید تا وسط این 90 دقیقه از خواب بیدار نشوید. در اینصورت همیشه سرحال هستید و احساس گیجی و خواب آلودگی نمی کنید.

هشدارها

  • کمبود خواب خطرناک است.
  • زیاد خوابیدن هم مثل کم خوابی مضر است.
  • کم خوابی تاثیرات منفی مصرف الکل در بدن را افزایش می دهد، بنابراین فرد خسته ای که الکل هم مصرف می کند خیلی بیشتر در معرض آسیب های جسمانی قرار می گیرد.
  • در تصادفات بین شهری "خواب آلودگی" بالاترین آمار علل تصادفات رانندگی را به خود اختصاص می دهد.
  • موقع خواب تلویزیون نگاه نکنید. تماشای تلویزیون عملکرد مغز را افزایش داده و سبب می شود که فرد دیرتر به خواب رود.
  • بدون تجویز پزشک داروهای خواب آور استفاده نکنید. مصرف و یا قطع مصرف برخی از داروها مشکلات فراوانی از جمله بیخوابی را در پی دارند.

دیدنی های شهرمقدس قم(عکاس مصطفی معراجی)

ادامه نوشته