لا هو الا هو

«دستورات تمركز فكر»

اگر مى‏خواهى تمركز فكرت در اختيارت قرار بگيرد بايد روزى يك ساعت تا چهل روز در اطاق كوچكى كه هيچ نوع تزئينات و چيزهائى كه توجّهت را به خود جلب مى‏كند نداشته باشد، عبادات و دعاها و تلاوت قرآنت و بخصوص اذكار را در آنجا انجام دهى و خود را صد در صد در محضر خدائى كه محيط بر همه چيز است بدانى و به چيزى غير او فكر نكنى و با دقّت كامل مهار فكرت را در دست بگيرى و نگذارى كوچك‏ترين حواس پرتى عارضت گردد، در اين صورت مى‏توانى به مقصد برسى و تمركز فكرت را در اختيار بگيرى و اين كار را تمرين نمائى.

 دوّم:

 استادم فرمود: يكى از چيزهائى كه فكر را متمركز مى‏كند عشق و علاقه شديد به چيزى يا به فردى از افراد است، عشق تمام فكر انسان را به معشوق متمركز مى‏كند و حواسش را از چيزهاى ديگر جمع مى‏نمايد، اگر انسان بتواند به كارى كه مى‏خواهد انجام دهد. علاقه پيدا كند و به آن كار عشق بورزد، كارش را با تمركز فكر و صحيح انجام مى‏دهد. پس بدون ترديد يكى از راههاى در اختيار گرفتن تمركز فكر اين است كه انسان عشق و علاقه شديدى در خود قبل از انجام هر كار نسبت به آن كارى كه مى‏كند به وجود آورد.

     توضيح آنكه: انسان نبايد كارى را كه به آن علاقه ندارد (بخصوص كارهاى فكرى) انجام دهد، زيرا در اين صورت آن كار با حواس پرتى و ناصحيح انجام مى‏شود.

     بنابراين من به تو توصيه مى‏كنم هر كارى را كه مى‏خواهى انجام دهى اوّل آن را، نتايج آن را، اهمّيّت آن را، نقش آن را در سعادت خود و يا اجتماع بشناس و سپس به آن عشق پيدا كن كه در آن وقت به موفّقيّت كامل خواهى رسيد.

 سوّم:

 استادم فرمود: يكى ديگر از چيزهائى كه تمركز فكر را در اختيار تو قرار مى‏دهد توكّل به خدا است، من در اينجا نمى‏خواهم تو را به مرحله توكّل وارد كنم. زيرا توكّل از مراحل بالائى است كه تو هنوز نمى‏توانى به آن دست يابى. ولى در همين مرحله تو بايد بدانى كه همه كارها دست خدا است، لذا نبايد از آينده‏ات، از فقرت، از مرضت، از هر نوع چيزى كه از آن نگرانى دارى بترسى و حواست پرت آنها باشد، و الاّ هر مقدار ايمانت به خدا و توكّلت به پروردگار كمتر باشد مسائل زيادى در زندگى حواست را پرت مى‏كند و نمى‏توانى در چيزى كه بايد تمركز فكر در آن داشته باشى حواست را جمع كنى.

     سپس استاد فرمود: مطلبى كه بعضى آن را «سرّ اكبر» يا راز بزرگ مى‏نامند. اين است كه اگر مى‏خواهيد كسى را نصيحت كنيد و يا مطلبى در خودتان و يا ديگرى اثر مثبت داشته باشد آن را در بخش دوّم از سه بخش خواب و «خلسه» و بيدارى تلقين نمائيد، زيرا در آن زمان تمركز فكرى بيشترى انسان دارد.

     توضيح آنكه انسان وقتى مى‏خواهد بخوابد ابتداء بيدار است و سپس به حال «خلسه» مى‏رود يعنى بين خواب و بيدارى قرار مى‏گيرد و بعد بخواب عميق فرو مى‏رود.

     آنچه مورد بهره بردارى در تمركز فكر و تلقين بايد قرار بگيرد مرحله دوّم (حالت خلسه) در هنگام بخواب رفتن و در هنگام بيدار شدن است، چون اشخاص در اين مرحله 7 تا 10 دقيقه‏اى در حالت خلسه و هيپنوتيزم و تمركز فكر هستند.

     لذا هر گونه تلقين و اندرز و سخن در او اثر مى‏كند و اثر بسيار عميق و ارزنده‏اى دارد، نهايت بايد راز قوانين تلقين را انسان بداند و متوجّه باشد كه تلقين با يك بار در حالت خلسه در خود و يا در طرف اثر نمى‏كند، بلكه بايستى 20 بار هر تلقينى تكرار شود، مثلاً بيست بار در صبح بگويد: «من شجاع هستم». تا از هيچ چيز نترسد و استقامت پيدا كند.

     و نيز تلقين در يك روز يا دو روز اثر نمى‏كند، بلكه بايستى بيست روز تا چهل روز تكرار شود، البته اثرش در اشخاص (به خاطر تفاوت درجه تلقين پذيرى آنها) فرق مى‏كند و بايد دانست كه جمله‏اى كه بايد تلقين گردد نبايد هر روز عوض شود، بلكه حتّى در تمام مدّت چهل روز يك مطلب تلقين گردد، و اگر تلقين به وسيله ضبط صوت به عمل آيد بهتر است و انسان ديرتر از حالت خلسه بيرون مى‏آيد، و ديگر آنكه تلقين نبايد حالت منفى داشته مثلاً حتّى نگويد: كه «من مريض نيستم» بلكه بگويد: «من سالمم» و يا «من ضعيف نيستم» بلكه بگوئيد: «من قويم» و جمله‏اى را كه مى‏خواهيد به خود تلقين كنيد يا بايد با صداى خود و يا با صداى كسى كه دوستش داريد (مثلاً استادتان) در نوار كاست ضبط كنيد و شب، قبل از بخواب رفتن و يا صبح قبل از بيدار شدن ضبط صوت را روشن كنيد و آن جملات را بشنويد.

     و بالأخره جمله‏اى كه بايد به شما تلقين شود اگر با مهربانى و كمال محبّت ادا گردد و بيست مرتبه هر روز در مدّت چهل روز تكرار شود نتيجه مطلوبى خواهيد گرفت.

 

«نظرات يك مرتاض»

     در هندوستان در شهر پونا وقتى در كنار رودخانه آن شهر ايستاده و منتظر يكى از دوستان بودم، مردى را ديدم كه اعمال خارق العاده‏اى انجام مى‏داد او با زبانهاى مختلف كه من جمله عربى و فارسى بود حرف مى‏زد زيرا اوّل فكر مى‏كرد من عربم و با عربى حرف زد و بعد كه متوجّه شد من فارسم با من فارسى سخن گفت در علوم غريبه استاد بود هيپنوتيزم و خواب مغناطيسى از كارهاى معمولى او بود در همان مدّتى كه در كنار رودخانه نزد من ايستاده بود چند قلم از هنر نمائيهاى خود را به معرض نمايش گذاشت كه مرا متعجّب كرد، از او پرسيدم: بزرگترين رمز موفّقيّت تو در اين همه هنر و دانش چيست؟ او به من گفت:

 عمده موفّقيّت من و مايه اصليش مسئله‏اى بوده كه استادم در اوايل شروع به رياضتم به من دستور داد و آن اين بود كه چندين ماه مرا وادار به در اختيار گرفتن تمركز فكرم نمود.

    او به من گفت: كه اگر فكرت را متمركز كنى و حواست را جمع نمائى به آنچه بخواهى مى‏رسى.

     او مى‏گفت: حواس جمعى در هر كارى لازم است و تمام كارهاى فوق‏العاده و بلكه خارق العاده با حواس جمعى بايد انجام شود.

     من در مدّت عمرم به تجربه فهميده‏ام كه حتّى تردستيها و چشم‏بنديها و هيپنوتيزم و كليّه علوم غريبه و تمام اعمالى كه مرتاضها انجام مى‏دهند بدون تمركز فكر امكان پذير نيست.

     آن هنرمند هندى به من مى‏گفت: من در جوانى آن قدرى كه براى به دست آوردن تمركز فكر تلاش كرده و زحمت كشيده‏ام براى هيچ مسئله ديگرى از قبيل اين همه هنرهائى كه شما از من مشاهده مى‏كنيد رنج نبرده‏ام. زيرا به هر هنرى كه مى‏رسيدم مى‏ديدم مايه اوليّه و زير بنايش تمركز فكر است.

     من در شهر بنارس سالها عاشق دخترى بودم و چون به او تمركز فكر پيدا كرده بودم تمام اعمال و حركات او را با آنكه فاصله مكانى زيادى از من داشت مى‏ديدم و مشاهده مى‏نمودم و تمام اعمالش را زير نظر مى‏گرفتم من الآن اكثر اعمال خارق العاده را با نيروى تمركز فكر انجام مى‏دهم.

     بعضى معتقدند كه اگر انسان بتواند به نيروى تمركز فكر به طور كامل و صحيح دست يابد همه كارهاى خارق العاده را مى‏تواند انجام دهد. زيرا روح انسان داراى نيروى عجيب و بلكه چون منتسب به خدا است و خداى تعالى فرموده: وَ نَفَخْتُ فيهِ مِنْ رُوحىداراى نيروى بى‏نهايت است.

 بر اين اساس اگر روح انسان تمام نيروى فكرى خود را روى چيزى بسيج كند و تمركز در خود به وجود آورد قطعا همه كارهاى مهم را مى‏تواند انجام دهد.

     شايد شما شنيده باشيد كه بعضى از مرتاضها در اين مملكت مى‏توانند قطار را نگه دارند من خودم مى‏توانم آهو را در حال فرار فقط با تمركز فكر و نگاه به او، او را در جاى خود ميخكوب كنم و نگذارم فرار كند من خودم مى‏توانم مار و حيوانات ضعيفى مانند آن را در اثر قوّه اراده و تمركز بى‏جان كنم و حتّى او را بخشكانم.

     واقعا هم اين مرتاض هندى مى‏توانست اين كارها را بكند و همان گونه كه او مدّعى بود من هم معتقدم كه او تمام هنرهاى فوق العاده و عجيب و غريب را با تمركز فكر انجام مى‏داد