رياضت ياتزكيه ي نفس3
لا هو الا هو
اگر مىخواهى تمركز فكرت در اختيارت قرار بگيرد بايد روزى يك ساعت تا چهل روز در اطاق كوچكى كه هيچ نوع تزئينات و چيزهائى كه توجّهت را به خود جلب مىكند نداشته باشد، عبادات و دعاها و تلاوت قرآنت و بخصوص اذكار را در آنجا انجام دهى و خود را صد در صد در محضر خدائى كه محيط بر همه چيز است بدانى و به چيزى غير او فكر نكنى و با دقّت كامل مهار فكرت را در دست بگيرى و نگذارى كوچكترين حواس پرتى عارضت گردد، در اين صورت مىتوانى به مقصد برسى و تمركز فكرت را در اختيار بگيرى و اين كار را تمرين نمائى.
دوّم:
استادم فرمود: يكى از چيزهائى كه فكر را متمركز مىكند عشق و علاقه شديد به چيزى يا به فردى از افراد است، عشق تمام فكر انسان را به معشوق متمركز مىكند و حواسش را از چيزهاى ديگر جمع مىنمايد، اگر انسان بتواند به كارى كه مىخواهد انجام دهد. علاقه پيدا كند و به آن كار عشق بورزد، كارش را با تمركز فكر و صحيح انجام مىدهد. پس بدون ترديد يكى از راههاى در اختيار گرفتن تمركز فكر اين است كه انسان عشق و علاقه شديدى در خود قبل از انجام هر كار نسبت به آن كارى كه مىكند به وجود آورد.
توضيح آنكه: انسان نبايد كارى را كه به آن علاقه ندارد (بخصوص كارهاى فكرى) انجام دهد، زيرا در اين صورت آن كار با حواس پرتى و ناصحيح انجام مىشود.
بنابراين من به تو توصيه مىكنم هر كارى را كه مىخواهى انجام دهى اوّل آن را، نتايج آن را، اهمّيّت آن را، نقش آن را در سعادت خود و يا اجتماع بشناس و سپس به آن عشق پيدا كن كه در آن وقت به موفّقيّت كامل خواهى رسيد.
سوّم:
استادم فرمود: يكى ديگر از چيزهائى كه تمركز فكر را در اختيار تو قرار مىدهد توكّل به خدا است، من در اينجا نمىخواهم تو را به مرحله توكّل وارد كنم. زيرا توكّل از مراحل بالائى است كه تو هنوز نمىتوانى به آن دست يابى. ولى در همين مرحله تو بايد بدانى كه همه كارها دست خدا است، لذا نبايد از آيندهات، از فقرت، از مرضت، از هر نوع چيزى كه از آن نگرانى دارى بترسى و حواست پرت آنها باشد، و الاّ هر مقدار ايمانت به خدا و توكّلت به پروردگار كمتر باشد مسائل زيادى در زندگى حواست را پرت مىكند و نمىتوانى در چيزى كه بايد تمركز فكر در آن داشته باشى حواست را جمع كنى.
سپس استاد فرمود: مطلبى كه بعضى آن را «سرّ اكبر» يا راز بزرگ مىنامند. اين است كه اگر مىخواهيد كسى را نصيحت كنيد و يا مطلبى در خودتان و يا ديگرى اثر مثبت داشته باشد آن را در بخش دوّم از سه بخش خواب و «خلسه» و بيدارى تلقين نمائيد، زيرا در آن زمان تمركز فكرى بيشترى انسان دارد.
توضيح آنكه انسان وقتى مىخواهد بخوابد ابتداء بيدار است و سپس به حال «خلسه» مىرود يعنى بين خواب و بيدارى قرار مىگيرد و بعد بخواب عميق فرو مىرود.
آنچه مورد بهره بردارى در تمركز فكر و تلقين بايد قرار بگيرد مرحله دوّم (حالت خلسه) در هنگام بخواب رفتن و در هنگام بيدار شدن است، چون اشخاص در اين مرحله 7 تا 10 دقيقهاى در حالت خلسه و هيپنوتيزم و تمركز فكر هستند.
لذا هر گونه تلقين و اندرز و سخن در او اثر مىكند و اثر بسيار عميق و ارزندهاى دارد، نهايت بايد راز قوانين تلقين را انسان بداند و متوجّه باشد كه تلقين با يك بار در حالت خلسه در خود و يا در طرف اثر نمىكند، بلكه بايستى 20 بار هر تلقينى تكرار شود، مثلاً بيست بار در صبح بگويد: «من شجاع هستم». تا از هيچ چيز نترسد و استقامت پيدا كند.
و نيز تلقين در يك روز يا دو روز اثر نمىكند، بلكه بايستى بيست روز تا چهل روز تكرار شود، البته اثرش در اشخاص (به خاطر تفاوت درجه تلقين پذيرى آنها) فرق مىكند و بايد دانست كه جملهاى كه بايد تلقين گردد نبايد هر روز عوض شود، بلكه حتّى در تمام مدّت چهل روز يك مطلب تلقين گردد، و اگر تلقين به وسيله ضبط صوت به عمل آيد بهتر است و انسان ديرتر از حالت خلسه بيرون مىآيد، و ديگر آنكه تلقين نبايد حالت منفى داشته مثلاً حتّى نگويد: كه «من مريض نيستم» بلكه بگويد: «من سالمم» و يا «من ضعيف نيستم» بلكه بگوئيد: «من قويم» و جملهاى را كه مىخواهيد به خود تلقين كنيد يا بايد با صداى خود و يا با صداى كسى كه دوستش داريد (مثلاً استادتان) در نوار كاست ضبط كنيد و شب، قبل از بخواب رفتن و يا صبح قبل از بيدار شدن ضبط صوت را روشن كنيد و آن جملات را بشنويد.
و بالأخره جملهاى كه بايد به شما تلقين شود اگر با مهربانى و كمال محبّت ادا گردد و بيست مرتبه هر روز در مدّت چهل روز تكرار شود نتيجه مطلوبى خواهيد گرفت.
«نظرات يك مرتاض»
در هندوستان در شهر پونا وقتى در كنار رودخانه آن شهر ايستاده و منتظر يكى از دوستان بودم، مردى را ديدم كه اعمال خارق العادهاى انجام مىداد او با زبانهاى مختلف كه من جمله عربى و فارسى بود حرف مىزد زيرا اوّل فكر مىكرد من عربم و با عربى حرف زد و بعد كه متوجّه شد من فارسم با من فارسى سخن گفت در علوم غريبه استاد بود هيپنوتيزم و خواب مغناطيسى از كارهاى معمولى او بود در همان مدّتى كه در كنار رودخانه نزد من ايستاده بود چند قلم از هنر نمائيهاى خود را به معرض نمايش گذاشت كه مرا متعجّب كرد، از او پرسيدم: بزرگترين رمز موفّقيّت تو در اين همه هنر و دانش چيست؟ او به من گفت:
عمده موفّقيّت من و مايه اصليش مسئلهاى بوده كه استادم در اوايل شروع به رياضتم به من دستور داد و آن اين بود كه چندين ماه مرا وادار به در اختيار گرفتن تمركز فكرم نمود.
او به من گفت: كه اگر فكرت را متمركز كنى و حواست را جمع نمائى به آنچه بخواهى مىرسى.
او مىگفت: حواس جمعى در هر كارى لازم است و تمام كارهاى فوقالعاده و بلكه خارق العاده با حواس جمعى بايد انجام شود.
من در مدّت عمرم به تجربه فهميدهام كه حتّى تردستيها و چشمبنديها و هيپنوتيزم و كليّه علوم غريبه و تمام اعمالى كه مرتاضها انجام مىدهند بدون تمركز فكر امكان پذير نيست.
آن هنرمند هندى به من مىگفت: من در جوانى آن قدرى كه براى به دست آوردن تمركز فكر تلاش كرده و زحمت كشيدهام براى هيچ مسئله ديگرى از قبيل اين همه هنرهائى كه شما از من مشاهده مىكنيد رنج نبردهام. زيرا به هر هنرى كه مىرسيدم مىديدم مايه اوليّه و زير بنايش تمركز فكر است.
من در شهر بنارس سالها عاشق دخترى بودم و چون به او تمركز فكر پيدا كرده بودم تمام اعمال و حركات او را با آنكه فاصله مكانى زيادى از من داشت مىديدم و مشاهده مىنمودم و تمام اعمالش را زير نظر مىگرفتم من الآن اكثر اعمال خارق العاده را با نيروى تمركز فكر انجام مىدهم.
بعضى معتقدند كه اگر انسان بتواند به نيروى تمركز فكر به طور كامل و صحيح دست يابد همه كارهاى خارق العاده را مىتواند انجام دهد. زيرا روح انسان داراى نيروى عجيب و بلكه چون منتسب به خدا است و خداى تعالى فرموده: وَ نَفَخْتُ فيهِ مِنْ رُوحىداراى نيروى بىنهايت است.
بر اين اساس اگر روح انسان تمام نيروى فكرى خود را روى چيزى بسيج كند و تمركز در خود به وجود آورد قطعا همه كارهاى مهم را مىتواند انجام دهد.
شايد شما شنيده باشيد كه بعضى از مرتاضها در اين مملكت مىتوانند قطار را نگه دارند من خودم مىتوانم آهو را در حال فرار فقط با تمركز فكر و نگاه به او، او را در جاى خود ميخكوب كنم و نگذارم فرار كند من خودم مىتوانم مار و حيوانات ضعيفى مانند آن را در اثر قوّه اراده و تمركز بىجان كنم و حتّى او را بخشكانم.
واقعا هم اين مرتاض هندى مىتوانست اين كارها را بكند و همان گونه كه او مدّعى بود من هم معتقدم كه او تمام هنرهاى فوق العاده و عجيب و غريب را با تمركز فكر انجام مىداد
چون حسن عاقبت نه به رندي وزاهديست آن به كه كارخود به عنايت رها كنيم.